سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

168

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

على شاه عوض نشسته بودند و جار و چريك براى دولت مىگرفتند شب مذكور به فوج عرب شهريار مىگويند ما به شاه‌آباد مىرويم . شما هم متفرق شويد . اگر لازم [ شد ] شما را مجددا خبر مىكنيم . ساعت شش از شب آنچه اسلحه و قورخانهء دولتى بوده برداشته و عده‌اى از سوار ايل زرگر و متفرقه به خيال شاه‌آباد حركت مىكنند و به كرج به اردوى سپهدار ملحق مىشوند . گويا محرمانه از طرف سپهدار كاغذى به مسعود نظام نوشته‌اند كه پياده قبول كرده و وعده هم داده است كه با تمام قورخانه و اسلحه مىآيم و رفته است . از قرار مذكور آقا حسين زرگر را بين راه دولتيها مىگيرند و به شهر مىآورند . [ بچه هاي چاله ميدان ] روز بيستم جمادى الثانى 1327 ، شيخ محمود ورامينى با ورامينىها به شاه‌آباد رفتند . امروز عصر بچه‌هاى چاله‌ميدان با صنيع حضرت به مجلس مىروند و درصدد ممانعت عبور مردم و داخل شدن مردم به مجلس برمىآيند و نمىگذاشتند كه كسى با طپانچه و ششلول به مجلس برود . ميرزا آقا نام عكاس كه در زمان مشروطه و مقصر شدن صنيع حضرت عكس او را انداخته بود به يك روايت مىگويند بدون مقدمه صنيع حضرت او را در خيابان جلوى مجلس با تفنگ سه تير مىكشد . سه تير پشت سر هم خالى [ 208 ] شده و سه گلوله خورده و فورا مرده است . اشخاصى كه خانه‌شان در پشت مجلس است صداى سه تير بيشتر نشنيده بودند . به يك روايت مىگويند گفته بودند طپانچهء خود را بده . اصرارى كرده بودند كه همراه خود نبرد و او هم هفت تير خود را بيرون آورده و دو سه تير انداخته . مىگويند به دست يك نفر هم خورده . بعد از آنكه تير انداخته صنيع حضرت هم زده است . اين قول گويا دروغ باشد . مردم چاله‌ميدانى و سرباز مسجد سپهسالار گرفته و تفنگچى به پشت‌بام گذاشته بودند و مجلس خلوت شده و عمله و بنا هم رفته بودند . اين واقعه در سه ساعت به غروب اتفاق افتاده بود و نعش را هم در اتاق مجلس برده بودند و مجلس قورق شده بود و كسى ديگر نبوده .