سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
166
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
روز هيجدهم تمام دروازههاى شهر را چاتمه گذاشتهاند ، يعنى سيصد نفر سرباز تقسيم به دروازهها شده و دو عراده توپ در دروازهء حضرت عبد العظيم گذاشتهاند . يعنى صنيع حضرت مخصوصا برده است جهت حفظ خودشان و اهل چالهميدان مشق سربازى و نظام مىنمايند و در شهر بيشتر مردم ميدان از كسبه و بنا و اشرار تفنگ سه تير گرفتهاند . وضع شهر خيلى بد است و مردم در توحش « 1 » و دهشت هستند . خبر از بيرون در شهر منتشر نمىشود و مردم عموما خبر صحيح از بيرون يعنى از اردوهاى شاهآباد و مجاهدين كرج ندارند كه در چه كار و در چه خيالند . [ 205 ] دكاكين بازار تا امروز كه روز هيجدهم است باز نشده . امير مفخم كه از طرف دولت مأمور شده بود كه برود در كهريزك و حسنآباد از سردار اسعد و بختيارىها جلوگيرى و جنگ نمايد بدون اينكه طرف شود ديشب مراجعت كرده . يعنى مىگويند پيغام كرده است كه شما از اين راه نياييد ، از راه ديگر برويد . چونكه من با دولت معاهده كردهام و با شما هم قسم خوردهام كه جنگ نكنم . بختيارىها كه به رباطكريم مىروند اينها هم بعد يكى دو روز برگشته و بنهء امير مفخم برمىگردد . على التحقيق ديشب بنهء امير به شهر آمده است . روز هيجدهم سردر شجاع السلطنه [ را ] كه روبهروى قزاقخانه است به فرمان پالكونيك خراب مىكنند بهعنوان اينكه اين سردر حالت سنگر نظامى داشته است . عصر روز هيجدهم مردم على الرسم به بهارستان مىروند محض تماشا . چونكه بنايى مىكنند و سردر هم تابلو عدل مظفرى و مجلس شوراى ملى ايران هم نصب شده . در هرحال عصر كه اجماع « 2 » زياد بوده و گردش مىكردند يكمرتبه به قول حاج تاج زمين مىترقد و بيرون مىآيد سر خر صنيع حضرت كه سالار حضرت شد . گويا چهل پنجاه نفر از داشها با تفنگ و
--> ( 1 ) . مرادش وحشت است . ( 2 ) . ( - اجتماع ) .