سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

141

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

بغلش اسكناس و كاغذهايى را بيرون مىآورند . كاغذهايش را پاره مىكنند و اسكناس را مىبرند . روز پنجشنبهء مذكور يك نعش جوان چهارده پانزده ساله از خاكريز خندق دروازه قزوين پيدا مىكنند كه در زير خاك بوده و به واسطهء اجتماع كلاغ فهميده‌اند . پوست [ 172 ] صورت پسره را كنده و دو دست بريده ، و داراى دو سه زخم بوده . با لباس بوده . گويا چند روز بوده كه كشته بودند و صاحبش پيدا نيست و هر شب از اين قبيل كارها مىشود . تا خدا چه بخواهد . روز شنبه 21 ، صنف بزاز و ارسىدوز و كلاه‌دوز و تيمچه‌ها بسته‌اند . ژاندارم و قزاق و سرباز در بازار گذاشته . از روز شنبه در بازار جار كشيده‌اند اگر فردا هر دكانى بسته باشد و باز نكنند تاراج خواهد شد . روز يكشنبه صرافها هم بستند . از اثر جار بوده . در سبزه ميدان و ميدان توپخانه سرباز و قزاق چاتمه زده و ايستاده‌اند . در سر چهارراه حسن‌آباد هم چاتمه گذاشته‌اند . شنيده‌ام كه از شاه به توسط عز الدوله عريضه عرض كرده خواستار شده كه چند نفر نبايد باشند و به ما خيلى اذيت مىكنند . پالكونيك ، مجلل السلطان ، سپهسالار ، صدر اعظم ، قوام الدوله . . . ده نفر هستند . صدق و كذب معلوم نيست . قبول نشده و جواب هم ندادند . الى روز پنجشنبه 26 محرم 1327 ، كه دكاكين بازار از قبيل اصناف مذكور بسته‌اند : بزاز ، صراف ، زرگر ، كلاه‌دوز ، ارسىدوز ، گبرها ، تيمچه‌ها و كاروانسراهاى راسته بازار بسته‌اند و خيليها را گرفته و چوب زده‌اند . از قرارى كه آشپز سردار افخم نقل نمود بعد از آنكه نه نفر ترك بادكوبه‌اى وارد باغ و اطاق شده شليك كردند و مستشار دفتر . . . كه تير خورده و باغ و اهالى [ 173 ] برهم مىريزند و فرار مىكنند سردار در زير ميز بزرگ پنهان مىشود و روميزى مانع مىشود . بعد از گردش زياد پيدايش مىكنند . در همان زير ميز يك‌مرتبه نه تير با ششلول خالى و نه تير گلوله برمىدارد و همانجا