سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

140

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

كشتى وارد انزلى مىشود . اهل گيلان اجتماع كرده و نزد او رفته و او را نگاه داشته‌اند كه حاكم بايد تو باشى . در آنجا و اين مطلب ترديد دارم . مطلب درست نيست . هرچه صحيح بود بعد خواهم نوشت . مىگويند اهالى گيلان پل منجيل را خراب كرده‌اند و چه و چه شده باشد ، صفحه ظهر نوشته شده . اما طهران . نوشته شده كه از روز هشتم محرم ژاندارم را از درب سفارت عثمانى برداشته ، بعد از دوازدهم و شانزدهم تعداد جمعيت به چهارصد نفر مىرسد . على التحقيق جمعيتى كه در سفارت اين مدت بوده‌اند دويست و چهل نفر بوده . كاغذى از نجف به مهر آخوند ملا كاظم و ملا عبد اللّه رسيده است كه همراهى با اشخاص [ 171 ] متحصنين در سفارت و حضرت عبد العظيم معاونت با امام زمان و مخالفت با اينها محاربه با امام زمان است . اين انتشار روز چهار [ شنبه ] و پنجشنبه 19 محرم داده شده . از روز 18 قزاق به سفارت گذاشته و ممانعت مىكنند و قزاق به حضرت عبد العظيم رفته و در شهر مىگردد . احتمال دارد روز شنبه 21 دكاكين باز نشود . شهر شلوق است . شب جمعه 20 دو نفر قزاق كه يكى اسمش محمد آقا و بچهء سرتخت است حسن ميرزا على اكبر توتون‌فروش [ را ] كه در بازارچهء نايب السلطنه دكان دارد در پشت يخچال كوچهء قبر آقا با تفنگ مىزنند . تفصيل اين بوده : قبل از عاشورا حسن با محمد آقا و آن مست بوده . محمد آقا و آن يكى را حسن زخم مىزند و پالكونيك حكم مىدهد حسن را بكشيد . شب جمعه اين دو نفر حسن را به‌عنوان گردش و رفاقت همراه برمىدارند پشت يخچال كه مىرسند و خلوت بوده با تفنگ او را مىزنند . مىگويند گلوله به بالاى ران خورده . امروز كه نمرده است . شب مذكور در پشت قزاقخانه از يك نفر از بغلش هشتاد تومان اسكناس برده‌اند . به اين ترتيب : چند رسيده به اين يك نفر گفته پول هرچه دارى بيرون بياور . اگر بيرون نياورى با اين ششلول تو را خواهيم كشت . دست مىكنند در