سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

133

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

[ تير خوردن شيخ فضل الله ] شب شنبه 16 ذيحجهء 1326 ، جناب حاج شيخ فضل اللّه يك ساعت از شب از جلو خان خانهء عضد الملك رد نشده در كوچه جلوى دكان بقالى كه به خانه‌شان تشريف مىبردند سه نفر متفقا ايستاده يك نفر جلو مىآيد شش‌لول طرف آقا خالى مىكند . كه يكى به دست او و ديگرى به سينه . با وصف آن ضارب را گرفته و مردم جمع شده دستگيرش مىكنند . و آقا هم گلوله به پايش مىخورد . ولى عيبى ندارد . عجالة ضارب در باغ شاه است و دو سه نفر را گفته است كه آنها محرك شده‌اند . يكى حسين حمال كه آدم ناصر الدين ميرزاست و يكى هم شيخ حسن كه در تجريش است . هردو را گرفته‌اند و استنطاق مىكنند . اصفهان باز هم در انقلاب باقى است . سوار بختيارى كه مأمور به آذربايجان شد از ينگه امام حكم مراجعت [ 163 ] به اصفهان شد كه بروند اصفهان و رفتند و از اينجا هم سوار بختيارى رفت به اصفهان و بناست فوج فراهان هم به اصفهان برود و مىخواهند يكصد قاطر ديوانى را قورخانه بار نمايند و به اصفهان بفرستند . طايفهء بختيارى سركردهء آنها ضرغام السلطنه باعث اغتشاش [ است ] و معاونت با اهالى اصفهان مىنمايد . اين سوار بختيارى پانزده ذيحجه رفت و قاطر را مىخواهند از براى بيست و شش شهر مذكور بفرستند . تفصيل شورش مختصرا اين است : اقبال الدوله نوكر آقا نور الدين برادر آقا نجفى را مىزند . آقا نورى خبر شده سروپا برهنه به دار الحكومه رفته در مجلس اقبال الدوله فحاشى كرده . او را هم با فلك چوب زيادى . . . « 1 » پيرمرد مىزند . به آقا نجفى خبر رسيده منبر رفته و مردم را به شورش برانگيخته . اين واقعه بعد از ظهر بوده . عصر كه دكاكين بسته مىشود صبح ديگر دكانها را باز نمىكنند . حكومت وقت را تنگ ديده توپ و تفنگ به شهر و توپخانه كشيده چهل و هفت تير توپ به مسجد شاه انداخته مىشود كه مردم در آنجا بودند . مردم شورش كرده اقبال الدولهء حاكم درصدد برآمده جلوگيرى نمايد .

--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .