سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

98

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

دو ساعت از شب جمعه 26 گذشته آقا سيد عبد اللّه و دو پسرش و يك دامادش ( سيد علاء الدين ) را از باغ شاه فرستادند بردند و تهيهء مال ديده عجالة تبعيد شدند و در شاه‌آباد ديده بودند آقا را كه مىرود . ولى معلوم نيست به كدام نقطه و در كجا خواهند رفت و به چه محل خواهند بردشان . گويا به اردبيل يا لاى دست مشكى . « 1 » كسانى كه گرفتارند : ظهير السلطان پسر ظهير الدوله ، مستشار الدوله وكيل آذربايجان ، مدير روزنامهء غيرت ، روح القدس ، شيخ الرئيس ، و قاضى ديوانخانهء عدليه ، يحيى ميرزا ، ملك الكتاب ، ميرزا داود « 2 » خان ، باقر خان فراشباشى مجلس ، پسر حاجى ملك [ المتكلمين ] : شبها هم مشغول گرفتن بعضى مردم هستند . تقىزاده ، سيد جمال و عين السلطنه هنوز گرفتار نشده‌اند . مردم تمام متزلزل و پريشان هستند . يك خبر مىگويند عين السلطنه دو زخم گلوله به پا و دست برداشته است و مفقود است . بعد معلوم گشت دروغ بوده . اعلان دستخطى عصر جمعه 26 ، شده كه نبايد احدى در [ 119 ] بازار و مساجد و خانه‌ها اجماع نمايند ، و الا گرفتار و محبوس خواهند شد و ديگر با اسلحه مردم گردش نكنند و به اهالى نظام هركس طرف شود اهل نظام حكم دفاع و زدن دارند و نظم شهر با پالكونيك است . خدا بر ما مردم رحم فرمايد كه اگر يك نفر سرباز بگويد لخت شو و يا شب به خانه بريزند شخص مجبورست بلادرنگ تسليم [ شود ] و هرچه دارد تحويل بدهد و اگر دزد هم به خانه بيايد شخص جرأت ندارد دفاع بكند ، از ترس اينكه مبادا اهل نظام باشد . عجالة كه گرفتاريم . خدا لعنت كند آن كسى را كه ما را به اين بليات گرفتار نمود . ما مردم را به نظر شاه مغرض قلم داد و از نظر شاه انداخت و امنيت را از ما سلب نمود . اى كاش ده سال قبل در زمان خوب از دنيا رفته بوديم كه اين روزها [ را ] نمىديديم .

--> ( 1 ) . مراد نويسنده مفهوم نشد . ( 2 ) . اصل : دود .