سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

99

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

خبر از راوى است كه يك دسته قزاق با توپ ، انجمن آذربايجان و سردر ظل السلطان و انجمن مظفرى و انجمن همت ، و سردر مجلس [ را ] احاطه نموده و شليك مىكردند و قزاق دو توپ خالى كرده بودند . گويا دو سه بمب هم به قزاق انداخته‌اند كه اسب و آدم قدرى تلف مىشود . بعد از خارج ارشد الدوله با شش عراده توپ از طرف دروازه شميران مىآيد و ديوار صفائيه را با توپ خراب كرده مىآيد در خيابان ديوار باغ مجلس را با توپ خراب كرده وارد مجلس مىشود و از مجلس يك توپ ساچمه به انجمن مظفرى بسته كه آنها ساكت [ شوند ] . و بعد انجمن آذربايجان و سردر ظل السلطان را توپ بسته و خراب نمودند . در واقع توپ ارشد الدوله به فرياد قزاق رسيده بود و الا تمام را تمام مىكردند . آدم از انجمنها خيلى كشته شده و در چاه ريخته‌اند و در طهران معلوم [ 120 ] نمىشود كه كى و چه‌قدر آدم كشته شده . و به ارشد الدوله لقب سردار ارشدى مرحمت شد . ميرزا ابراهيم آقا وكيل تبريز بعد از آنكه در مجلس از آقا سيد عبد الله و غيره جلوگيرى كرده بود كه نرويد و آقا سيد عبد الله گفته است كه بايد رفت و موقع ايستادن نيست او را همراه برده و در باغ امين الدوله رفتند و از آنجا به خانهء ديگرى ، و بعد از آنكه به قزاق اطلاع دادند و همان موقع شليك توپ ، يعنى قبل از ظهر كه آمدند بگيرند و در حياط ريخته بودند و آقايان كه از اطاق بيرون آمدند ميرزا ابراهيم آقا آخر همه از اطاق بيرون مىآيد و يك تير ششلول جهت قزاق مىاندازد و به قزاق مىخورد . قزاق ديگر تفنگ طرف ميرزا ابراهيم آقا خالى مىكند . گلوله به حلقومش مىخورد و تلف مىشود . اين خبر از قرارى است كه نقل كردند . آقا سيد عبد الله را كه حركت مىدادند كه برود از خانه‌اش كالسكه با كالسكه‌چى با يك نفر نوكر مىآيد ، يعنى مخصوصا خواسته بودند . موقعى كه سوار مىشود هرچه فرياد مىكند آدمهاى من بيايند از احدى صدا بلند نمىشود و مفقود مىگردند و حضرت امير فرموده بودند نوكرهاى [ من ] نوكر شما هستند و مخصوصا از نوكر مخصوص خودم فرستاده‌ام كه همراه باشند .