ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمهء مصحح 9

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )

حق با اين دو مرد بزرگ باشد ، امّا نمىتوان گفت ميرزا مهدى خان در نوشتن كتاب خود از روش اسلاف خويش پيروى نكرده است . او به خيال خود همان راه را پيش گرفته است كه قرنها قبل نصر اللّه منشى و محمد ظهيرى و بهاء الدين بغدادى و ديگر نويسندگان پيموده بودند ، چنان كه نسوى و جوينى و وصاف الحضرة نيز به خيال خود به همان راه رفتند ، چيزى كه هست اينكه اين مقلدان در طى طريق جاى جاى ردّ پاى گذشتگان را گم كردند ، و كم‌وبيش به بيراهه افتادند . خلاصه آنكه رشتهء ارتباط نثر فنّى از اوائل قرن هفتم تا عصر ميرزا مهدى خان بريده نشده است ، ليكن دريافتن اين ارتباط ابتدا دشوار است ، اما اگر سيرى در نثر فارسى بكنيم و پا به پاى آثار منثور پيش بياييم و علت يا علل تبديل نثر ساده را به نثر فنّى دريابيم ، آنگاه كار سنجش و قضاوت در اين باره آسان‌تر مىشود و مىبينيم نوشتن كتابى مانند نفثة المصدور و تاريخ وصاف و درّه نتيجهء طبيعى اين سير تكاملى است ( اگر بتوان آن را تكامل ناميد ) آن‌چنانكه در شعر هم سبك خراسانى به عراقى مبدّل شد و سبك هندى جاى سبك عراقى را گرفت و چنان كه شعر در سير تكاملى خود بدانجا رسيد كه معنى فداى لفظ گرديد ، در نثر هم مىبايست كار بدانجا بكشد كه صنايع لفظى جايگزين معانى لطيف گردد . مىدانيم كه نثر فارسى در قرن سوّم و چهارم و حتّى در نيمهء اوّل قرن پنجم ساده بود . آثار منثورى كه از آن دوره باقى است اين مدّعا را اثبات مىكند . علل اين ساده‌نويسى را مىتوان در چند چيز خلاصه كرد : 1 - پيوند زبان فارسى درى با زبان پهلوى . 2 - عدم اختلاط كامل ادب فارسى و عربى . 3 - تازه‌كار بودن نويسندگان ايرانى در ادبيات درى . 4 - ارتباط شديد نويسندگان با عامّهء مردم . از اواسط قرن پنجم شرايط نويسندگى تغيير كرد ، ارتباط ادب فارسى و عربى قوىتر شد . آثار گذشتگان همچون لوحهء سرمشق مقابل نويسندگان تازه قرار گرفت و آنان را به پديد آوردن اثرى نو تشويق كرد ، تا تفوّق خود را بر نويسندگان