على ربانى گلپايگانى
87
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
زمينههاى بسيارى از دست رفت ، و اكنون رهبرى درست جامعه كه صرفا براساس كتاب و سنّت استوار باشد ، كارى بس دشوار مىنمايد ، اما امام عليه السّلام كه جز به رضايت خداوند و مصلحت اسلام و مسلمانان نمىانديشيد ، خود را به پذيرش بيعت مردم و متصدّى شدن امر امامت ملزم مىبيند . چنانكه فرموده است : « لولا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود الناصر و ما اخذ اللّه على العلماء الّا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنيا كم هذه أزهد عندي من عفطة عنز » . « 1 » اما ، اينك نيز بارديگر عنصر جهالت و غفلت از يك سوى ، و شيطنت و نيرنگ از سوى ديگر مانع از آن شد كه درخت تناور و بارآور عصمت و حكمت در عرصهى رهبرى جامعهى اسلامى كاملا سايه گستر و بارآور شود . اولا : جنگهاى داخلى پياپى را بر امت اسلامى تحميل كردند ، و ثانيا : با به شهادت رساندن امام على عليه السّلام جامعهى اسلامى را از رهبرى بىبديل آن حضرت محروم ساختند . چنانكه امام عليه السّلام خود در اينباره فرموده است : « فلمّا نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و قسط آخرون » مقصود از ناكثان اصحاب جمل ، و مارقان ، خوارج نهروان و قاسطان معاويه و اصحاب او هستند . امام عليه السّلام به اين مطلب كه انگيزههاى دنياگرايانه موجب چنين فتنههايى شد اشاره كرده و فرموده است : گويا آنان كلام خداوند را نشنيدند كه مىفرمايد : « تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوّا فى الارض و لا فسادا و العاقبة
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهى 3 ( شقشقيه ) .