على ربانى گلپايگانى
85
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
محبّت و اكرام قرار داد ، وليد بن عقبه را والى كوفه كرد و آنگاه كه او در حال مستى با مردم نماز جماعت صبح را چهار ركعت خواند ، وى را از اين مقام عزل نكرد ، با عبد اللّه بن مسعود با خشونت رفتار كرد و قضاياى ديگرى از اين قبيل . « 1 » اين رفتارها خشم بسيارى از مسلمانان را برافروخته بود ، در اين ميان اصحاب و ياران امير المؤمنين عليه السّلام كه مىديدند در مسير خلافت و رهبرى چه انحراف بزرگى رخ داده است و آثار ناگوار آن يكى پس از ديگرى نمايان مىشود ، فرصت را مناسب دانسته و در مورد امامت و رهبرى امام على عليه السّلام دست به روشنگرى و تبليغ زدند . چنانكه روزى ابو ذر در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سخنرانى پرداخت و فضايل اهل بيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله سخن گفت ، آنگاه گفت : على بن ابى طالب وصىّ محمد صلّى اللّه عليه و آله و وارث علم او است ، اى امتى كه پس از پيامبر خود دچار حيرت شديد ، اگر آن كسى را كه خداوند مقدم داشته ، شما نيز بر ديگران مقدّم مىداشتيد ، و به ولايت و وراثت اهل بيت پيامبر خويش اقرار مىكرديد ، در بهترين شرايط مادى و معنوى به سر مىبرديد ، اما اينك كه بر خلاف حكم خداوند عمل كرديد ، پىآمد كار خود را بچشيد . « 2 » ياران امير المؤمنين عليه السّلام حتى در نخستين روزهايى كه عثمان به خلافت برگزيده شد ، چنين انحرافاتى را احساس كرده بودند ، يعقوبى مىنويسد : در اولين روزهايى كه عثمان به خلافت برگزيده شده بود ، روزى ، مقداد بن اسود را در مسجد ديدند كه با نهايت تأسّف و اندوه مىگفت : از قريش در شگفتم كه امر رهبرى را از اهل بيت پيامبر خويش
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 70 - 71 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 35 ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 157 . ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 12 ، ص 67 - 68 .