على ربانى گلپايگانى

66

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

4 - معمولا پيروان و طرفداران يك مذهب از فرد يا افرادى كه در پيدايش يا تقويت و گسترش آن نقش مؤثّرى داشته‌اند ، با تكريم و ستايش ياد مىكنند ، در حالى كه بزرگان مذهب شيعه - بدون استثناء - هرگاه از عبد الله بن سبا ياد كرده‌اند ، يا اصل وجود او را نپذيرفته‌اند و يا با لعن و نفرين از او ياد كرده‌اند ! 5 - فرضيه‌ى عبد اللّه بن سبا از نظر منابع تاريخى به يك منبع بازمىگردد و آن تاريخ طبرى است ، زيرا كسانى چون ابن اثير ، ابو الفدا و ابن كثير نيز كه اين قصه را نقل كرده‌اند ، از طبرى گرفته‌اند ، و طبرى آن را از سيف بن عمر تميمى نقل كرده است كه از نظر رجال شناسان به جعل و وضع حديث متّهم گرديده است . « 1 » در مورد وقايع تاريخ اسلام دو كتاب نوشته « 2 » ، و در آن دو مطالب بىاساس و ساختگى بسيارى آورده است كه افسانه‌ى عبد اللّه بن سبا از آن جمله است . 6 - در احاديث شيعه ، و نيز كتب ملل و نحل از عبد اللّه بن سبا به‌عنوان فردى غالى كه به الوهيت على عليه السّلام قايل بوده است ، يادشده و گفته شده است امام عليه السّلام با او به‌شدّت برخورد كرد . نخست او را تبعيد و سپس دستور قتل او را صادر نمود . بدين جهت از فرقه‌اى از غلات به نام « سبئية » يادشده است . بديهى است مطلب ياد شده هيچ ارتباطى با افسانه‌ى عبد اللّه بن سبا ، چنان‌كه طبرى نقل كرده است ، ندارد .

--> ( 1 ) . حاكم نيشابورى در مورد او گفته است : وى به زندقه متّهم گرديده ، و روايت او بىارزش است ، ابن معين در مورد وى گفته است : حديث وى ضعيف است و خيرى در او يافت نمىشود . نسائى گفته است : وى ضعيف است . سيوطى گفته است : وضّاع ( حديث ساز ) است . ر . ك : بحوث في الملل و النحل : 6 / 133 . ( 2 ) . الف ) الفتوح و الرّدّة ، ب ) الجمل و مسير عايشة و علي .