على ربانى گلپايگانى

393

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

پاها است ، و از طرفى غايت داخل در مغيّاست و اين امر با مسح حاصل نخواهد شد ، بلكه با غسل و شستن پاها حاصل مىشود « 1 » . پاسخ اين است كه بر فرض بپذيريم كه مراد از كعبين همان است كه در اشكال بيان شده است ، مسح آن دو نيز ممكن است ؛ يعنى مىتوان روى پاها را به گونه‌اى مسح كرد كه دو برآمدگى در دو طرف هريك از پاها هم مسح شود . 2 - اماميه كعب را به برآمدگى روى پاها تفسير كرده‌اند . بر اين اساس در هريك از پاها يك كعب بيش نيست ، درحالىكه در آيه به كعبين ( تثنيه ) تعبير شده است . بنابر قول اماميه ، مناسب بود به صورت جمع آورده شود و گفته شود « الى الكعاب » چنان‌كه در مورد دست گفته شده است « الى المرافق » « 2 » . پاسخ اين است كه همان‌گونه كه صيغه‌ى جمع مناسب است ، صيغه‌ى تثنيه نيز مناسبت دارد . مقصود اين است كه هر فردى دو كعب دارد ، چون داراى دو پا مىباشد ، اما اين‌كه چرا در مورد دست‌ها « مرافق » گفته شده و در مورد پاها « كعبين » وجه كامل آن بر ما روشن نيست ، بدون شك از نظر تعبير واژه‌ى مرافق شيواتر از مرفقين ، و واژه‌ى كعبين شيواتر از كعاب است ، به‌ويژه آن‌كه اين دو در يك جمله‌ى به‌هم‌پيوسته به كار رفته‌اند . علاوه‌بر اين ، حال اگر كعب را به دو برآمدگى دو طرف پا هم معنا كنيم ( چنان كه برخى از علماى اماميه نيز آن را گفته‌اند ) دليل بر وجوب غسل و شستن پا نخواهد شد ، و فقط حد مسح را تغيير مىدهد .

--> ( 1 و 2 ) . تفسير المنار : 6 / 233 - 234 .