على ربانى گلپايگانى
392
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
لازمهى اينوجه اين است كه در آيه ، كلمهى « اغسلوا » در تقدير باشد ، يعنى آيه در اصل اينگونه است « و امسحوا برؤوسكم و اغسلوا بأرجلكم » ، اينوجه از وجوه يادشده ضعيفتر است ، زيرا تقدير در صورتى است كه حمل كلام بر ظاهر آن درست نباشد ، مانند شعر يادشده ؛ زيرا علف دادن غير از آب دادن است و در آيهى كريمه چنين محذورى وجود ندارد . 4 . أرجلكم منصوب و معطوف بر أيديكم است . در نتيجه حكم معطوف و معطوف عليه يكسان خواهد بود ، و آن غسل و شستن دستها و پاها است . لازمهى اين وجه اين است كه ميان معطوف و معطوف عليه ، كلامى كه بى ارتباط با آنهاست فاصله شود ، زيرا در اين صورت جمله و امسحوا برؤوسكم كه بيگانه از معطوف و معطوف عليه است ميان آن دو فاصله شده است . اينگونه سخن گفتن در محاورات معمول بشر هم ديده نمىشود ، تا چه رسد به كلام الهى . كه در اوج فصاحت و بلاغت است « 1 » . پاسخ به اعتراضات برخى از علماى اهل سنّت به نظريهى شيعه - كه با ظاهر كلام الهى مطابقت كامل دارد - اعتراضاتى وارد كردهاند كه مناسب است به آنها پاسخ دهيم : 1 - در آيهى كريمه لفظ كعبين بهعنوان غايت أرجلكم ذكر شده است ( و أرجلكم الى الكعبين ) ، و مراد از كعبين دو استخوان برآمده در دو طرف هريك از
--> ( 1 ) . مجمع البيان : 2 / 166 - 167 .