على ربانى گلپايگانى

373

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

حرمت بدعت بدعت به معنايى كه گذشت ، يعنى افزودن چيزى بر دين ، يا كاستن از آن ، فعلى است حرام و از گناهان كبيره به شمار مىرود . عقل ، كتاب سنّت و اجماع مسلمانان بر حرمت آن دلالت مىكنند . به حكم عقل ، تشريع مخصوص خداوند است ، و جز به اذن و مشيّت خداوند كسى حق ندارد در حوزه‌ى تشريع تصرّف كند . قرآن كريم يهود را مورد نكوهش قرار مىدهد كه چرا علماى دين خود را بىچون و چرا اطاعت مىكردند ، و آنان را ارباب خويش برگزيده بودند . اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ( توبه / 31 ) . علماى يهود مردم را به عبادت خود دعوت نمىكردند ، و مردم نيز آنها را پرستش نمىكردند ، ليكن حرام خداوند را حلال ، حلال الهى را حرام مىكردند ، و مردم آنان را اطاعت مىنمودند . اين‌گونه اطاعت ، در حقيقت پرستش آنان بود « 1 » . در روايات ، بدعت با شدّت تمام مردود شناخته شده و به‌عنوان عملى كه وعيد دوزخ و عذاب الهى را به دنبال دارد به شمار آمده است . در حديث نبوى معروف آمده است « كل بدعة ضلالة ، و كلّ ضلالة في النّار » « 2 » . امام على عليه السّلام اهل بدعت را از جمله مبغوض‌ترين افراد نزد خداوند دانسته است ، خداوند آنان را به خودشان واگذار كرده است ، آنان از راه راست منحرف شده و به بدعت‌گذارى در دين و دعوت مردم به ضلالت دل بسته‌اند . « إنّ أبغض

--> ( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الشرك ، حديث 3 ؛ تفسير طبرى : 10 / 80 - 81 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، كتاب فضل العلم ، باب البدع ، حديث 12 ؛ ابن اثير ، جامع الأصول ، ج 5 ، حديث شماره‌ى 3974 .