على ربانى گلپايگانى

362

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

پاسخ : اوّلا : تقيه - چنان‌كه بيان گرديد - از مختصّات شيعه نيست ، بلكه عموم مسلمانان و بلكه همه‌ى عقلاى بشر آن را پذيرفته و به كار بسته‌اند ، پس اگر تقيّه مستلزم كذب يا نفاق است ، اين اشكال بر همه‌ى مسلمانان وارد است ، و نه فقط بر شيعه . و ثانيا : كذب در مواردى كه مصلحت اهمّى بر آن مترتّب شود ، از نظر عقلى و شرعى جايز است . البته در صورت امكان ، لازم است توريه كند ، چنان‌كه درحديث آمده است : « انّ في المعاريض لمندوحة عن الكذب » . از موارد آن - چنان‌كه در كتب فقهى بيان شده است - اصلاح ذات البين است كه در شرع مقدّس اسلام از اهمّيّت بالايى برخوردار است . چنان‌كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد آن فرموده است : « إصلاح ذات البين افضل من عامّة الصلاة و الصيام » . « 1 » و ثالثا : نفاق - آن‌گونه كه در قرآن كريم و روايات بيان شده است - عبارت است از اين‌كه انسان حق را اظهار كند و در درون به باطل اعتقاد داشته باشد ، در حالىكه در تقيه ، انسان باطل را اظهار مىكند و در باطن به حق عقيده دارد . در قرآن كريم منافقان و عمل منافقانه با شدّت تمام مورد نكوهش قرار گرفته است ، در حالىكه در آياتى كه پيش از اين نقل گرديد ، تقيه به‌عنوان كارى پسنديده و مشروع شناخته شده است . و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عمّار ياسر توصيه كرد كه هرگاه تحت شكنجه و آزار مشركان و كافران قرار گرفت مىتواند با استفاده از روش تقيّه ، از آنان رهايى يابد .

--> در كتاب « الوشيعة » و احسان الهى ظهير در كتاب‌هاى خود عليه شيعه است . ( 1 ) - نهج البلاغة ، بخش وصايا ، شماره 47 .