على ربانى گلپايگانى
361
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
فشارهاى سياسى و شكنجهها و كشتارهايى كه توسط حكومتهاى اموى و عباسى و ديگر حكومتهاى جابر در جهان اسلام در مورد شيعيان انجام گرفته است ، از بديهيات تاريخ اسلام و از دردناكترين فجايع تاريخى به شمار مىرود ، كه گوشههايى از آن در كتب تاريخ - نه فقط كتابهاى شيعى ، بلكه كتب تاريخ اهل سنّت نقل شده است ، با اين حال عناد و لجاج ، كسانى چون موسى جار اللّه « 1 » را بر آن داشته است كه با روشى سفسطهگرايانه ، همهى اين حقايق تاريخى را انكار كرده و ادّعا كند كه هيچگاه شيعهاى به خاطر اعلان عقيدهاش به قتل نرسيده است ، و آنچه در اينباره نقل شده است ساختهى شيعيان است . گويا وى كتابهايى چون كامل ابن اثير را نديده و نخوانده ، يا ديده و خوانده ، و مؤلّف آن را شيعى پنداشته ، و يا عمداً چنين حقايق روشنى را انكار كرده است ! . پاسخ به دو شبهه شبههى اول : برخى از وهابيان كه گويى فلسفهى آنان در خصومت با شيعه خلاصه شده و در اين راه هرگفتار و كردارى بر آنان مباح و رواست هرچند تحريف حقايق و كذب و افترا و دادن نسبتهاى ناروا باشد ، عقيدهى شيعه را در مسألهى تقيه مستلزم كذب محض يا نفاق آشكار دانسته و با چنين تصويرى از تقيه آن را مردود اعلان كردهاند . « 2 »
--> ( 1 ) . نويسندهى كتاب « الوشيعة في نقض عقائد الشيعة » . علّامه سيد محسن امين كتاب « نقض الوشيعة » يا « الشيعة بين الحقائق و الاوهام » را در رد آن نوشته است . در مورد نقد اين قسمت از سخنان او به كتاب نقض الوشيعة ، ص 197 - 201 رجوع شود . ( 2 ) . از كسانى كه اين مطلب را مطرح كرده است ، محمد عبد الستار در كتاب « بطلان عقايد الشيعة » و موسى جار اللّه