على ربانى گلپايگانى

33

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

4 . اگر اصطلاح رافضى در نظر دشمنان اهل بيت و مخالفان شيعه نامى ناپسند و مذموم به شمار مىآمده است ، ولى اين نام در نظر ائمّه‌ى اهل بيت عليهم السّلام نامى پسنديده و ممدوح است . با توجه به روايت يادشده آن‌چه در مورد وجه ناميده شدن شيعه به رافضه و نخستين كسى كه آنان را به اين نام خوانده است ، مورد ترديد واقع مىشود ، آن وجه اين است كه هنگامى كه زيد بن على بن الحسين عليه السّلام در كوفه قيام كرد ، مردم كوفه نخست با او بيعت كردند ، ولى پس از آن نظر وى را در مورد دو خليفه‌ى اوّل جويا شدند ، و او از آنان به نيكى ياد كرد و از آن‌ها تبرّى نجست ، كوفيان او را ترك گفتند و به بيعت خود عمل نكردند ، زيد آنان را رافضه ناميد . « 1 » مطابق روايت ياد شده ، اصطلاح رافضه قبل از قيام زيد شناخته شده بود ، و حكام اموى آن را بر شيعيان اطلاق مىكردند . اصولا از گزارش‌هاى تاريخى به دست مىآيد كه اصطلاح رافضه ، پيش از آن‌كه اصطلاحى مذهبى باشد ، اصطلاحى است سياسى ، و بر مخالفت افراد با حكومت و قدرت سياسى حاكم دلالت مىكند ، خواه آن حكومت برحق باشد يا بر باطل . چنان‌كه معاويه در نامه‌اى كه پس از جنگ جمل به عمرو بن عاص نوشته از كسانى كه عليه امام على عليه السّلام شورش كرده بودند ، به‌عنوان رافضه ياد كرده است : « قد سقط الينا مروان بن الحكم في رافضة اهل البصرة » . « 2 »

--> ( 1 ) . مقالات الاسلاميين : 1 / 88 - 89 ؛ تاريخ ابن اثير : 3 / 380 . ( 2 ) . وقعة صفّين ، نصر بن مزاحم ، ص 29 .