على ربانى گلپايگانى

326

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

پس بايد سراى ديگرى وجود داشته باشد كه حيات ابدى ، انسان در آن تحقق يابد . قيامت مقتضاى حكمت الهى نيز هست ، زيرا اگر جهان طبيعت كه ملازم با تغيير و حركت است ، به نقطه‌اى نرسد كه قرار و ثبات بر آن حكم‌فرماست ، جهان به غايت خود نخواهد رسيد ، و فعل بدون غايت از خداوندى كه حق مطلق و حكيم است ، محال است . چنان‌كه مىفرمايد : أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ . « 1 » در جاى ديگر ، پس از بيان اين‌كه خداوند آسمان‌ها و زمين و آنچه در آنها است را بيهوده نيافريده است ، از قيامت سخن گفته و فرموده است إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ . « 2 » فلسفه‌ى ديگر قيامت اين است كه عدل الهى در مورد نيكوكاران و بدكاران و مؤمنان و كافران به طور كامل تحقق يابد ، چراكه در هم آميختگى و به هم پيوستگى زندگى افراد بشر در دنيا مانع از تحقق كامل عدل الهى در مقام جزا و مكافات است ، از اين روى ، لازم است سراى ديگر باشد ، كه زمينه‌ى تحقّق عدل جزايى و كيفرى الهى به طور كامل فراهم گردد . قرآن كريم در اين‌باره مىفرمايد : أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ ، أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ « 3 » : آيا مؤمنان و صالحان را با مفسدان در زمين ، و پرهيزگاران را با تبهكاران يكسان قرار خواهيم داد ؟

--> ( 1 ) - مؤمنون / 115 . ( 2 ) - دخان / 40 . ( 3 ) - ص / 28 .