على ربانى گلپايگانى
32
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
از برخى احاديث و گزارشهاى تاريخى به دست مىآيد كه در عصر بنى اميه ، دشمنان اهل بيت و شيعيان ، براى ابراز و اعمال عداوت و خصومت نسبت به آنان اين اصطلاح را به كار مىبردند ، و رافضى بودن را جرمى نابخشودنى به شمار مىآوردند . و هركس را رافضى مىناميدند سزاوار شكنجه و قتل مىدانستند . در حديثى آمده است كه ابو بصير به امام باقر عليه السّلام گفت : فدايت گردم ، ما را به نامى لقب دادهاند كه زمامداران اموى به واسطهى آن خون و مال و شكنجه كردن ما را مباح مىشمارند . امام عليه السّلام فرمود : آن نام چيست ؟ ابو بصير گفت : آن نام رافضه است . امام عليه السّلام ابو بصير را تسلّى داده فرمود : هفتاد نفر از سپاه فرعون او را رها كردند و به حضرت موسى عليه السّلام پيوستند ، در ميان قوم موسى كسى مانند آنان به هارون محبت نمىورزيدند ، آنان در ميان قوم موسى عليه السّلام رافضه شناخته مىشدند . « 1 » از اين روايت نكات ذيل به دست مىآيد : 1 . در آن زمان شيعيان را رافضيان مىناميدند . 2 . رافضى ناميدن آنان بيشتر توسط حكام اموى انجام مىگرفت و هدف آنان اين بود كه شيعيان را مورد شكنجه و آزار قرار دهند . 3 . وجه رافضى دانستن شيعيان اين بوده است كه آنان نسبت به امام على عليه السّلام اظهار محبّت مىكردند ، فضايل او را برمىشمردند ، و او را برتر از ديگران مىدانستند . و اين در حالى بود كه حكّام اموى اظهار محبّت نسبت به على عليه السّلام و بر شمردن فضايل او را جرم مىانگاشتند .
--> ( 1 ) . بحار الانوار : 65 / 97 .