على ربانى گلپايگانى

257

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

از صحابه مانند ابو سعيد خدرى ، جابر بن عبد اللّه انصارى ، زيد بن ارقم و ابو هريره نقل شده است . « 1 » تأمّل در مسأله‌ى امامت و نقش مهم و كليدى آن در حفظ ، اجرا و تداوم آيين مقدّس اسلام ، فلسفه و راز اين مطلب را روشن مىسازد . با اعلان امامت على عليه السّلام و روشن شدن سرنوشت رهبرى جامعه‌ى اسلامى پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كافران مأيوس شدند ، زيرا آنان كه توطئه‌هاى گوناگونشان در مخالفت با اسلام با شكست مواجه شده بود ، آخرين اميدشان اين بود كه چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرزند پسر ندارد تا طبق سنّت‌هاى شناخته شده در ميان عرب جانشين او گردد ، پس از آن‌كه از دنيا رفت ، فرصت مناسبى براى آنان فراهم خواهد شد تا اهداف خصمانه‌ى خود را در مورد اسلام عملى سازند . با نصب امام على عليه السّلام به رهبرى مسلمانان پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به صورت رسمى و عمومى ، اين اميد كافران به يأس مبدّل شد . از سوى ديگر ، آيين اسلام كه پيش از اين اصول و فروعش بيان شده بود ، با روشن شدن وضعيت رهبرى آن در آينده به نقطه‌ى كمال رسيد ؛ زيرا رهبرى چون على عليه السّلام با صفات و برترىهايى كه دارد ، كتاب و سنّت را به صورت درست تفسير و تبيين خواهد كرد ، و رأى و نظرش معيار حق و باطل خواهد بود . و درنتيجه ، دين از خطر تحريف و تغيير مصون خواهد ماند . و روشن است كه در اين صورت نعمت الهى نيز بر مسلمانان تمام شده است . و عمل به چنين آيينى رضايت الهى را به دنبال خواهد داشت .

--> ( 1 ) . الغدير : 1 / 230 - 236 .