على ربانى گلپايگانى

250

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

خداوند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنانى با ويژگىهاى خاص بر آنان ولايت دارند . از طرفي كلمه‌ى إِنَّما * بر حصر و اختصاص دلالت مىكند . « 1 » و مفاد آن اين است كه ولايت بر مسلمانان به خدا ، پيامبر و برخى از مؤمنان اختصاص دارد ، يعنى جز خداوند و پيامبر و مؤمنان خاص ، كسى بر مسلمانان ولايت ندارد . چنان‌كه زمخشرى گفته است : « و معنى إِنَّما * وجوب اختصاصهم بالموالاة » ؛ معنى إِنَّما * اين است كه ولايت به آنان اختصاص دارد . از ميان كاربردهاى كلمه‌ى ولايت آنچه در اين آيه احتمال داده شده ، نصرت ، محبّت ، و زعامت ( حق تصرّف در امور ديگران ) است . از معانى ياد شده نصرت و محبت ، عموميت دارد و لازمه‌ى اسلام و ايمان است ؛ يعنى لازمه‌ى اسلام و ايمان اين است كه هر مسلمان و مؤمنى ، مسلمان و مؤمن ديگر را دوست بدارد و او را يارى كند . و اين معنا با اختصاصى بودن ولايت سازگار نيست . ولى ولايت به معناى سوّم از لوازم اسلام و ايمان نيست و عموميت ندارد ، بلكه به اذن و تشريع ويژه نيازمند است . خداوند ، به حكم اين‌كه خالق و مالك هستى انسان و جهان است ، چنين ولايتى را با لذّات دارد . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز به حكم اين‌كه خداوند اين ولايت را به او عطا كرده است النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ « 2 » بر مسلمانان ولايت به معنى حق تصرّف در امور آنان را دارد . مفاد آيه‌ى كريمه اين است كه علاوه‌بر

--> ( 1 ) . كلمه‌ى « إنما » مفيد اثبات و نفى است . وقتى گفته شود : إنّما زيد قائم . معنى آن اين است كه زيد جز صفت ايستادگى صفت ديگرى ندارد . ما زيد الّا قائما : زيد نيست مگر ايستاده . ر . ك : مختصر المعانى : ص 82 ، باب القصر . ( 2 ) . احزاب / 6 .