على ربانى گلپايگانى

246

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

يكى از رواياتى كه وى به آن استدلال كرده اين روايت است كه « من تقدّم على قدم من المسلمين ، يرى انّ فيهم من هو افضل منه ، فقد فان اللّه و رسوله و المسلمين » « 1 » . خواجه نصير الدين طوسى در مورد اين شرط و صفت امام چنين گفته است : « و قبح تقديم المفضول معلوم و لا ترجيح مع التساوي » ؛ يعنى در اين باره كه تقديم مفضول بر فاضل از نظر عقل قبيح است ، ترديدى نيست . و از طرفى اگر همه‌ى افراد از نظر فضل و كمال مساوى باشند ، گزينش يكى از آنان به‌عنوان امام از قبيل ترجيح بدون مرجّح است كه آن هم قبيح است . بنابراين ، امام بايد از نظر فضل و كمال بر ديگران برترى داشته باشد . آن‌چه گفته شد مربوط به افضليت در موضوع امامت عامّه است ، اما افضليت در موضوع امامت خاصّه و اين‌كه اهل بيت در عصر و زمان خود بر ديگران افضل بوده‌اند ، در فصل‌هاى قبل دلايل افضليت على عليه السّلام را بر ديگر صحابه و خلفا بيان كرديم ، در مورد ساير ائمه‌ى اهل بيت عليهم السّلام نيز از مسلّمات تاريخ است كه آنان هرگز از كسى كسب علم و دانش نكردند ، اما ديگران از علم و دانش آنان بهره گرفته‌اند ، تا آن‌جا كه ابو حنيفه كه به عنوان « الامام الأعظم » لقب يافته است ، گفته است : « لو لا السنتان لهلك نعمان » « 2 » مقصود دو سال است كه وى در مدينه محضر امام صادق عليه السّلام را درك نموده و از وى كسب علم و دانش كرده است و در جاى ديگر گفته است :

--> ( 1 ) . همان ، ص 474 . ( 2 ) . الامام الصادق و المذاهب الاربعة ، ج 1 ، ص 58 .