على ربانى گلپايگانى
236
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
دوران زندگى چنين باشد ، يا در آغاز ، يا در پايان . بنابراين ، احتمال اينكه هرگاه فردى پس از انجام معصيت توبه كند و پس از آن مرتكب گناه نشود ، مشمول عنوان ظالم نبوده ، و شايستگى منصب امامت را خواهد داشت ، بىاساس است . « 1 » اشكال : ممكن است مقصود از امامت در آيهى كريمه نبوت و رسالت باشد ، يعنى خداوند پس از آنكه ابراهيم را مورد آزمايشهاى ويژهاى قرار داد و او با موفّقيّت آنها را پشت سر گذاشت خداوند وى را به نبوت و رسالت برگزيد ، و او مقام نبوّت را براى فرزندان خود درخواست كرد . و خداوند به او پاسخ داد كه ظالمان شايستگى برخوردارى از چنين مقامى را ندارند ، يعنى پيامبران بايد معصوم باشند ، در اين صورت ، آيهى كريمه بر لزوم عصمت امام دلالت نخواهد كرد . پاسخ : اولا : ظاهر اينكه حضرت ابراهيم عليه السّلام مقام امامت را براى ذرّيّهى خود طلب مىكند اين است كه داراى فرزند بوده است . و احتمال اينكه او اين درخواست را وقتى مطرح كرد كه فرزندى نداشت ، با ظاهر آيه سازگار نيست ، و از طرفى آن حضرت تا دوران كهنسالى فرزندى نداشت چنانكه مىفرمايد : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ « 2 » . ثانيا : ظاهر جمله وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ اين است كه او مورد آزمايشهاى مهمّى قرار گرفته است ، هرگاه به تاريخ زندگى حضرت ابراهيم عليه السّلام رجوع كنيم ، خواهيم ديد كه آزمونهاى بزرگ او عبارت بوده است از احتجاجهاى
--> ( 1 ) . ر . ك : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 202 . ( 2 ) . ابراهيم / 39 .