على ربانى گلپايگانى

237

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

او با بت‌پرستان و پرستش‌گران ماه و خورشيد و ستارگان و هم شكستن بت‌ها ، مبارزه‌ى او با نمرود و نمروديان و افكنده شدن او در آتش و ماجراى ذبح فرزندش اسماعيل عليه السّلام و اين آزمون‌ها همگى در دوران نبوّت ، و پيامبرى او رخ داده است . بنابراين ، او در آن زمان كه به مقام امامت رسيده است ، پيامبر بوده است . آيه‌ى كريمه‌ى أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ « 1 » نيز بر عصمت « اولى الامر » دلالت مىكند ؛ زيرا اولا : لزوم اطاعت بىقيد و شرط از فرد يا افرادى - با توجه به اين‌كه اطاعت از غير خدا در معصيت حرام است - بيانگر اين است كه « اولى الامر » معصوم از خطا و معصيت مىباشند . ثانيا : عطف « اولى الامر » بر « رسول » بيانگر اين مطلب است كه ملاك اطاعت از « اولى الامر » همان ملاك اطاعت از رسول است . پس همان‌گونه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله معصوم است ، اولوالأمر نيز معصومند . دلالت اين آيه بر لزوم عصمت « اولى الامر » چنان آشكار است كه فخر الدين رازى با اين‌كه خود از عالمان اهل سنّت است و به نظريه‌ى شيعه درباره‌ى عصمت امام عقيده ندارد ، دلالت آيه بر عصمت « اولى الامر » را پذيرفته و چنين گفته است : 1 . خداوند به طور قطعى به اطاعت اولى الامر حكم كرده است . 2 . خداوند هركس را به صورت قطعى واجب الاطاعة بداند ، معصوم است . 3 . پس اولى الامر معصوم مىباشد . با اين‌حال ، در تشخيص اين‌كه مصداق اولى الامر معصوم چه كسانىاند ، وى ،

--> ( 1 ) . نساء / 59 .