على ربانى گلپايگانى
230
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ . « 1 » روشن است كه هرگاه اسحاق ، يعقوب و ديگر پيامبران بنى اسرائيل داراى مقام امامت بودهاند ، ساير پيامبران نيز آن را دارا بودهاند ، زيرا پيامبران بنى اسرائيل نسبت به پيامبران ديگر مزيتى ندارند . و آيات مربوط به وجود تفاضل و تفاوت ميان پيامبران بيانگر اين است كه مقام امامت معنوى و عرفانى آنان متفاوت بوده است . چنانكه مىفرمايد : وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ ؛ « 2 » تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ . « 3 » اين مطلب كه حضرت ابراهيم پس از آنكه داراى مقام نبوت و رسالت بود به مقام امامت نايل گرديد ، در احاديث ائمهى اهل بيت عليهم السّلام آشكارا بيان شده است . « 4 » در حديث مفصّلى كه از امام رضا عليه السّلام در مورد حقيقت و اهداف امامت و مقام و ويژگىهاى امام روايت شده چنين آمده است : « آيا افراد قدر امامت و جايگاه آن را مىشناسند تا بتوانند آن را برگزينند ؟ مقام امامت برتر ، بزرگتر و عميقتر از آن است كه عقول بشر آن را درك كند ، و به آراى آنان سپرده شود و با گزينش آنان تعيين گردد . امامت مقامى است كه خداوند پس از
--> ( 1 ) . سجده / 24 . ( 2 ) . اسراء / 55 . ( 3 ) . بقره / 253 . ( 4 ) . اصول كافى ، ج 1 ، كتاب الحجة ، باب طبقات الانبياء .