على ربانى گلپايگانى

220

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

حاصل آن‌كه همان‌گونه كه اسوه و الگويى شايسته و نيكو بودن يكى از ابعاد نبوت است لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ اين ويژگى از ابعاد امامت نيز مىباشد ، چراكه نياز بشر به رهبرى شايسته كه در تربيت نفس و اخلاق ، اسوه و الگوى او باشد ، نيازى است هميشگى ، و به عصر رسالت و نبوت اختصاص ندارد . 2 . امامت و تعليم معارف و احكام دين تعليم كتاب و حكمت يكى از اهداف مهمّ نبوت است . وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ * تعليم كتاب و حكمت پس از قرائت و تلاوت آيات قرآن و ابلاغ وحى به مردم است يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ * اگرچه ابلاغ وحى و شريعت از ويژگىهاى نبوت است و با ختم نبوت ، وحى و شريعت جديدى نازل نخواهد شد تا ابلاغ آن از وظايف امام و جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد . ولى تعليم و تبيين معارف و مقاصد وحى و شريعت با ختم نبوت پايان نمىيابد ، به‌ويژه آن‌كه ، كوتاهى زمان نبوت ، و حوادث و رخدادهاى سياسى و اجتماعى فزاينده در آن دوران كوتاه مانع از فراهم شدن فرصت و شرايط مناسب براى تعليم و تبيين معارف و مقاصد وحى به مسلمانان بود ، و از سوى ديگر ، اگر اين معارف و حقايق وحيانى بيان نشود غرض نبوت و وحى تحقق نخواهد يافت . بنابراين ، مقتضاى عقل و حكمت آن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين معارف را به فردى شايسته بسپارد تا او پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در فرصت‌ها و شرايط مناسب آن معارف و احكام را بيان كند . بدين جهت است كه در احاديث ائمه‌ى اهل بيت عليهم السّلام بر اين مطلب كه آنان راسخان در علم‌اند و بر همه‌ى حقايق و معارف