على ربانى گلپايگانى
187
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
مىشود ، براى خداوند از قبل معلوم بوده است ، و درواقع و نفس الأمر آن حكم به صورت موقت تشريع شده است ، ولى در ظاهر خطاب شرعى به صورت مطلق ذكر شده است ، و انسان گمان مىكند آن حكم ابدى است . با آمدن حكم ناسخ به خطاى خود واقف مىگردد . شيخ طوسى در اينباره گفته است : معناى رواياتى كه در مورد بدا وارد شده است ، به نسخ بازمىگردد ، اگر مربوط به امورى باشد كه نسخ در آنها راه دارد ، و اگر مربوط به امور تكوينى باشد ، مقصود تغيّر و دگرگونى شروط آنهاست ، زيرا امكان دارد از افعال الهى براى بشر چيزى ظاهر شود كه خلاف آن را تصور مىكرد ، و يا اينكه آن فعل را بشر مىدانست ولى شرط آن را نمىدانست . اما هرگز براى خداوند چيزى ظاهر نمىشود ، و ما به آن معتقد نيستيم . « 1 » بدا و قدرت مطلقهء خداوند اعتقاد به بدا در روايات ائمهى طاهرين عليهم السّلام بهعنوان ابطال عقيدهى يهود كه قدرت خداوند را محدود مىپنداشتند ، معرفي شده است . امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهى قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ « 2 » فرموده است : مقصود آنان اين بود كه خداوند از كار آفرينش فارغ شده ، و افزايش و كاهش در جهان رخ نمىدهد ، خداوند در تكذيب آنان فرموده است غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ « 3 » آنگاه امام عليه السّلام بر آيهى محو و اثبات استشهاد كرد و فرمود :
--> ( 1 ) . كتاب الغيبة : ص 264 - 265 . ( 2 ) . مائده / 64 . ( 3 ) . توحيد شيخ صدوق : ص 167 ؛ بحار الانوار : 4 / 104 .