على ربانى گلپايگانى

178

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

و دربارهء اين‌كه خداوند تكليف به مالايطاق نمىكند مىفرمايد : لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها « 1 » عدل خدايى اين است كه خداوند به مؤمن و كافر و نيكوكار و بدكار ، از نظر پاداش و كيفر يكسان نمىنگرد ، بلكه هر انسانى را مطابق استحقاق و شايستگى او ، پاداش و كيفر مىدهد . چنان‌كه مىفرمايد : وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً « 2 » همچنين خداوند تا تكاليف خود را به بشر ابلاغ نكند ، و اتمام حجّت ننمايد ، آنان را مؤاخذه نخواهد كرد . وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا . « 3 » حسن و قبح عقلى همان‌گونه كه يادآور شديم ، در مذهب شيعه ، عدل الهى براساس حسن و قبح عقل تفسير شده است ، مقصود از حسن و قبح عقلى اين است كه افعالى كه از فاعل‌هاى مختار سر مىزند در نفس الامر يا جهت حسن دارند و يا جهت قبح ، و عقل انسان مىتواند جهات حسن و قبح برخى از افعال را بشناسد . اگرچه شناخت حسى و قبح همه‌ى افعال از حدود توانايى عقل بيرون است . و بدين جهت به هدايت‌هاى وحيانى نياز دارد . به عبارت ديگر ، حسن وقبح عقلى در ثبوت و نفس الأمر عموميّت دارد ، ولى

--> ( 1 ) . بقره / 286 . ( 2 ) . انبياء / 47 . ( 3 ) . اسراء / 15 .