على ربانى گلپايگانى
177
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
عظيم آفرينش از سوى ديگر سبب شده است كه برخى ، آنها را به عنوان پديدههاى ناموزون در جهان طبيعت بپندارند . اما اگر با جامعنگرى و واقعبينى به جهان بنگريم خواهيم گفت : جهان چون خط و خال و چشم و ابروست * كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست . عدل تشريعى مربوط به موجوداتى چون انسان است كه استعداد دريافت كمالات معقول را دارد . از آنجا كه دريافت آن كمالات قبل از هرچيز به شناخت آنها ، و شناخت راه رسيدن به آنها نياز دارد ، خداوند او را از طريق عقل و وحى هدايت نموده است . ارسال رسولان ، و تشريع شريعتهاى الهى ، و انزال كتب آسمانى مظاهر عدل تشريعى خداوند مىباشند . از سوى ديگر ، خداوند انسان را به چيزى خارج از توان و طاقت او تكليف نكرده است . حاصل آنكه اصل تكليف ، و ويژگىهاى آن عادلانه و حكيمانه است . قرآن كريم در مورد هدايت فطرى ، عقلانى و وحيانى انسان فرموده است : وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها . « 1 » إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً « 2 » أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ ، وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ . « 3 »
--> ( 1 ) . شمس / 7 - 8 . ( 2 ) . انسان / 3 . ( 3 ) . بلد / 8 - 10 .