على ربانى گلپايگانى

176

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

انجام دهد نيكو و عادلانه خواهد بود هرچند عقل آن را ناپسند و ظالمانه بداند . مثلا اگر خداوند ابو ذر را به دوزخ و ابو جهل را به بهشت ببرد ، نبايد آن را ناپسند و بر خلاف عدل و حكمت دانست . روشن است كه چنين تفسيرى از عدل الهى ، در حقيقت انكار عدل است . از اين روى ، شيعه و معتزله عدل را يكى از اصول مذهب خود قرار داده‌اند . تا بدين وسيله نادرستى ديدگاه دوم را روشن سازند . نيز بدين جهت است كه آنان « عدليه » ناميده شده‌اند . مظاهر عدل الهى عدل از صفات فعل الهى است كه در مقام تكوين ، تشريع و جزا تجلّى مىكند . عدل تكوينى خداوند اين است كه هر موجودى را براساس علم و حكمت ايجاد مىكند ، و ابزارها و وسايل لازم جهت هدايت او را به وى ارزانى مىدارد . رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى . « 1 » بر اين اساس ، نظام آفرينش از اتقان و انسجام مطلوب برخوردار است صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ . « 2 » و در نتيجه همه چيز نيكو آفريده شده است : الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ . « 3 » حوادث ناگوار طبيعى نيز از اين قاعده بيرون نيست . هرچند محدوديت علم و آگاهى بشر از يك سو ، و مقياس قرار گرفتن منافع محدود بشرى براى داورى نظام

--> ( 1 ) . طه / 50 . ( 2 ) . نمل / 88 . ( 3 ) . سجده / 7 .