على ربانى گلپايگانى

162

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

اصطلاح اخير با نصوص كتاب و سنّت هم‌آهنگى بيشترى دارد . ما نيز همين روش را مبناى بحث خود قرار مىدهيم . 1 . توحيد ذاتى : مقصود از توحيد ذاتى اين است كه ذات خداوند مثل و مانندى ندارد . يعنى موجودى كه واجب الوجود با لذات است و در هستى و كمالات خود به چيزى نياز ندارد ، جز خداوند نيست . بنابراين همه‌ى موجودات - جز خداوند - ممكن الوجود با لذات و نيازمندند . از آن‌كه هر موجود ممكن الوجودى مركب است . ( خواه مركب از اجزاى عقلى و ذهنى و خواه مركب از اجزاى خارجى و عينى ) لازمه‌ى يگانه بودن واجب الوجود با لذات اين است كه ذات او بسيط باشد و هيچ‌گونه تركيبى در آن راه نداشته باشد ، اين دو معنا در كلمات ائمه‌ى اهل بيت عليهم السّلام به صورت مكرر و مؤكد بيان شده است . در اين‌جا به نقل كلامى از على عليه السّلام در اين باره بسنده مىكنيم : فردى از امام على عليه السّلام در مورد يگانگى خداوند پرسيد . امام عليه السّلام فرمود : يگانگى معانى مختلفى دارد ، گاهى مقصود از آن يگانگى عددى و مفهومى است ( مثل اين كه ايران يكى از كشورهاى جهان است . و انسان يك نوع از حيوان است ) اين معنا خداوند درست نيست ، زيرا با كثرت و تعدد منافاتى ندارد ، و گاهى مقصود از آن نداشتن مثل و مانند ، و نداشتن اجزاى عقلى ، و همى و خارجى است . مراد از يگانگى خداوند همين معناست . « 1 » 2 . توحيد صفاتى : مقصود از توحيد صفاتى اين است كه صفات ذاتى خداوند

--> ( 1 ) . توحيد شيخ صدوق ، باب 3 ، حديث 3 .