على ربانى گلپايگانى
163
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
چون علم ، قدرت و حيات ، اگرچه از نظر مفهوم مختلفاند ، ولى از نظر مصداق هيچگونه اختلاف و كثرتى در بين نيست . و مصداق همگى ، ذات بسيط خداوند است . زيرا اگر جز اين باشد ، در ذات الهى اختلاف و كثرت راه خواهد يافت كه با توحيد ذاتى منافات دارد . بنابراين توحيد صفاتى ، لازمهى توحيد ذاتى است . هر گاه صفات ذاتى خداوند عين ذات او نباشند ، علاوه بر لزوم اختلاف و كثرت در ذات الهى ، تعدد واجب الوجود نيز لازم خواهد آمد ، زيرا نمىتوان صفات الهى را ممكن الوجود دانست ، زيرا امكان با نيازمندى ملازمه دارد ، و اگر صفات خداوند ممكن الوجود باشند ، امكان و نيازمندى در ذات الهى راه خواهد يافت ! امام على عليه السّلام نفى صفات زايد بر ذات را نشانهى كمال توحيد دانسته و فرموده است . « كمال توحيده الإخلاص له ، و كمال الإخلاص له ، نفى الصفات عنه . . . فمن وصف اللّه سبحانه فقد قرنه ، و من قرنه فقد ثنّاه ، و من ثنّاه فقد جزّاه و من جزّأه فقد جهله » « 1 » : كمال توحيد ، اخلاص براى خداوند است ، و كمال اخلاص ، نفى صفات ( زايد بر ذات ) « 2 » از اوست . . . پس كسى كه خداوند را به صفات زايد بر ذات توصيف كند ، براى اين قرين و مثل ثابت كرده است ، و كسى كه براى خداوند قرين و مثل ثابت كند ، به ثنويت قايل شده است ، و كسى كه به ثنويت قايل شده ، براى خداوند
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهى اول . ( 2 ) . روشن است كه مقصود امام عليه السّلام نفى واقعيت صفات از ذات الهى نيست ، زيرا اين سخن اولا : مستلزم نقش در ذات الهى است ، و ثانياً : با ديگر سخنان امام عليه السّلام كه خداوند را به صفات ثبوتيه ذاتيه مانند علم و قدرت توصيف نموده است منافات دارد .