على آقا نورى
41
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
جالب آنكه در برخى موارد ، يك آيه از قرآن مستند دو نوع تفكر متضاد قرار مىگرفت . از اين نمونهها در آثار كلامى هريك از فرق و نيز تفاسير قرآنى بسيار است . براى نمونه ، فخر رازى در تفسير خود ، در ذيل آيه 27 سوره انعام بيان مىكند كه معتزله اين آيه را دليلى بر اثبات اختيار مىدانند و اصحاب ما ( اشاعره ) به همين آيه در نفى اختيار و اثبات قول به جبر استناد مىكنند . و يا مثلا مخالفان شيعه ، كه تصور مىكنند قول به رجعت از اعتقادات مسلم شيعه اماميه است ، به آيه وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ « 1 » در جهت نفى رجعت استناد مىكنند و حال آنكه عدهاى از مفسران شيعه با تمسك به همين آيه به اثبات رجعت پرداختهاند . « 2 » نمونه روشنتر آن موضوع رؤيت الهى است . با ملاحظه دلايل نقلى هريك از ديدگاههاى متضاد در اينباره روشن مىشود كه صاحبان اين ديدگاهها ، علاوه بر بهرهگيرى از آيات مختلف قرآنى و احيانا احاديث نبوى ، گاه يك آيه را محور رد و اثبات انديشه خود قرار مىدهند . شايد روشنترين آيه دربارهء نفى رؤيت الهى آيه شريفه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ . . . « 3 » باشد . متكلمان شيعه و معتزله به اين آيه براى نفى رؤيت خدا استناد كردهاند ، امّا برخى از اشاعره همين آيه را دال بر جواز رؤيت الهى دانستهاند . « 4 » نگاهى به برداشتهاى بىضابطه غاليان در گزارش صاحب كتاب المقالات و الفرق نيز به تبيين اين موضوع كمك خواهد كرد . « 5 » برداشتهاى مختلف فقهى از آيات قرآنى نيز خود داستان ديگرى دارد كه در اينجا
--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) : آيه 95 . ( 2 ) . نك : تفاسير ميبدى ، قمى و ابو الفتح رازى در ذيل اين آيه و نيز بحار الانوار ، ج 53 ، ص 52 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) : آيه 103 . ( 4 ) . شعرانى ، ابو الحسن ، شرح و توضيح كشف المراد ، ص 415 ، و نيز بنگريد به تفسير شيخ طوسى در ذيل اين آيه در تفسير تبيان و مقايسه كنيد با ذيل تفسير فخر رازى دربارهء همين آيه . ( 5 ) . وى در اين كتاب از گروهى ياد مىكند كه اعتقاد به حليت همجنسبازى را نيز با تمسك به قرآن و آيه أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً موجه جلوه مىدادند . ( المقالات و الفرق ، ص 92 ) .