على آقا نورى

297

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

جانشينى اسماعيل راهنمايى كرد تا بدان جا كه بسيارى از يارانش ، به امامت اسماعيل معتقد شدند و او نيز در رد آنان سخنى نفرمود ، تا اين‌كه گروهى گفتند : وى نمرده و جعفر عليه السّلام او را از ترس دشمنان پنهانش كرده است . چگونه ممكن است اسماعيل مرده باشد با آنكه خود جعفر طوق پيروى از او را برگردن ما افكنده و به فرمانبردارى از او فرمان داده است ؟ ! آنان [ براى اثبات امامت و جانشينى اسماعيل ] ، بدين نكته نيز احتجاج كرده‌اند كه جعفر عليه السّلام نيز مانند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله - كه تا خديجه زنده بود ، نه زنى را به همسرى گرفت و نه كنيزى را اختيار كرد - رفتار كرد و تا زمانى كه مادر اسماعيل - يعنى فاطمه ، دختر عموى آن حضرت - زنده بود ، همسر ديگرى نگرفت ، چرا كه مىدانست حجت و امام از فرزندان آن زن است . اسماعيليان گفتند : امامت و وصايت از جانب خداست و خدا اين منزلت را در زمان زنده بودن پدر به اسماعيل داده است . چون مرگ اسماعيل فرارسيد ، فرزند او محمد از عموهاى خود بيشتر سزاوار ميراث او بود ؛ چنان‌كه از همهء آنان ، جز عبد الله ، بزرگ‌تر نيز بود . از طرفى ، ( براى نفى امامت موسى بن جعفر بعد از رحلت اسماعيل و با مفروض بودن امامت او گفته‌اند ) امر امامت به دليل اخبارى كه در اين باب رسيده است ، پس از حسن و حسين در دو برادر قرار نمىگيرد . آنها در رد امامت ديگر فرزندان امام صادق عليه السّلام گفته‌اند : ما در ادعاى هواداران امامت عبد الله و محمد ( فرزندان امام صادق ) نگريستيم و دريافتيم كه عبد الله درگذشت ، بىآنكه فرزندى داشته باشد و محمد نيز در مكه ، در ماه و بلد حرام كه امت بر ضرورت پرهيز از جنگ در آنها اتفاق دارند ، خروج كرد و شمشير كشيد . اگر كار او نيز سر مىگرفت ، باز با اين كار نادرستى كه كرد ، ادعاى هوادارانش [ كه او پس از پدر ، به امامت سزاوارتر است ] از ميان مىرفت ، هرچند كه آنان از بين رفته‌اند و كارشان پايان پذيرفته است . مدعيان امامت موسى [ بن جعفر ] نيز