على آقا نورى
277
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
ذات ، غلو در صفات و غلو در فضايل قايل شدهاند . « 1 » الف ) اقسام غلو يك . غلو الحادى و كفرآميز ادعاى خدايى ، الوهيت و ربوبيت براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان و ديگر رهبران و افراد بشرى و نيز قول به نبوت امامان و ديگر رهبران غالى را غلو الحادى و يا غلو در ذات نيز مىگويند . « 2 » صاحبان اين نوع از غلو در نسبت با ديگر مراتب آن از تعداد قابل ملاحظهاى برخوردار نبودند . اين گروه بنابر ديدگاه عموم مسلمانان كافر شمرده شده و برخى از ملل و نحلنگاران نيز آنها را در عداد فرقههاى غير اسلامى و غيرشيعى و خارج از حوزه مسلمانى شمارش كردهاند . « 3 » همچنين با توجه
--> ( 1 ) . نك : غروى تبريزى ، ميرزا على ، التنقيح فى شرح العروة الوثقى ، تقريرا لبحث آيت الله العظمى السيد ابو القاسم الموسوى الخويى ، ج 2 ، ص 73 - 75 ؛ آنچه به نظر مىرسد اينكه اگر بنا باشد اعتقاد به برخى فضايل غيرمخصوص به خداوند را غلو مصطلح بدانيم ، در آن صورت كمتر گروه و دستهاى را مىتوان يافت كه به گونهاى اهل غلو نباشد . مگر اينكه بگوييم صاحبان غلو در صفات امامان و رهبران خود را « ما فوق بشر » مىدانستند اما صاحبان غلو در فضايل مىگفتند آنها « بشر ما فوق » هستند . در تقسيمبندى ديگرى ، اين گروه به دو دسته غلات برون گروهى ( غلات ملحد ) و درون گروهى ( مفوضه ) تقسيم شدهاند . ( مدرسى سيد حسين ، مكتب در فرايند تكامل ، ترجمه هاشم ايزدپناه ، ص 29 - 34 ) براى اطلاع بيشتر بنگريد نعمت الله صفرىفروشانى ، « غلو » دانشنامه امام على ، ج 3 . ( 2 ) . تقسيمبندى پديده غلو را به غلو در ذات و صفات و مصاديق هريك از آن را بنگريد در كتاب غاليان ، كاوشى در جريانها و برآيندها ، نوشته نعمت اللّه صفرىفروشانى . عارفان نيز فناى عارف را به فناى در ذات و صفات تقسيم مىكنند . ( 3 ) . نك : بغدادى ، ص 204 ، اسفراينى ، ص 108 ؛ همچنين بنگريد داورى ابو الحسن اشعرى را دربارهء آنها در مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 67 - 87 ؛ ملطى ، در ص 18 ؛ ابو زهره بعد از ذكر فرقههاى غالى مىگويد « هذه الفرق و اشباهها من المنحرفين فى الاعتقاد لا بعدها الشيعة من بينهم و يقولون عنهم الغلاة و لا يعدون اكثر هولا من اهل القبله فضلا ان يكون منهم و لذالك نقول ان هذه الفرق حملت اسم الشيعة فى التاريخ الاسلامى و حمل كثيرون من الكتاب الشيعة اوزارهم و هم يتبرؤون منهم كل التبرء » ( تاريخ المذاهب الاسلامى ، ص 39 ) .