على آقا نورى

264

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

پرهيزى نداشت ، « 1 » تصورى سياسى بود . از اين روى آنان عموما در پى فرد يا افرادى از اهل بيت بودند كه بتواند به هر قيمتى شده ، عقده‌هاى متراكم آنها را بگشايد و با توجه به موقعيت خاصى كه پيش آمده بود ، انتقام تاريخى آنها را بستاند . « 2 » اين مطلب در گزارش مستند مدرسى يكى از شيعه‌پژوهان معاصر اين گونه آمده است : « در نخستين سال‌هاى قرن دوم هجرى كه كار نارضايتى عمومى از بنى اميه بالا گرفته و نظام خلافت اموى رو به ضعف نهاده بود ، بسيارى از مردم اميد داشتند كه رئيس خاندان پيامبر در آن عصر ، امام محمد باقر عليه السّلام رهبرى نهضت را به دست مىگيرد و قيام خواهد كرد « 3 » اما امام به اين انتظار و توقع عمومى پاسخ مثبت ندادند . اين عكس‌العمل ، شيعيانى را كه در ذهنيت آنان امام حق از خاندان پيامبر در صورت فراهم شدن شرايط مناسب بايد بىدرنگ براى احقاق حق خود و برپاكردن نظام عدل و قسط به پا مىخواست ، دچار حيرت كرد . . . در سال‌هاى اواخر دهه سوم قرن دوم كه مسلمانان در سرزمين اسلامى عليه حكومت جائرانه يكصدساله اموى برخاسته و جامعه شاهد يك انقلاب عظيم و قيام عمومى بود ، امام صادق عليه السّلام محترم‌ترين فرد از خاندان پيامبر در نظر تمام مسلمانان از شيعه و سنى بود « 4 » همه جامعه به وى به عنوان روشن‌ترين و شايسته‌ترين نامزد احراز خلافت مىنگريستند و بسيارى انتظار داشتند كه او

--> ( 1 ) . ابو زهره ، الامام زيد ، ص 47 ، 57 . ( 2 ) . البته توجه به اين‌كه حفظ كليت و بقاى تفكر شيعى و ساماندهى ميراثى اصيل و ماندگار بر انتقام‌جويى و اظهار احساسات زودگذر رجحان دارد نيز در حيطه فهم بيشتر آنها نبود چرا كه درك اين مهم تنها از عهده كسانى برمىآمد كه رفتار خود را بر بينش الهى استوار كرده بودند . آنان كه داراى چنين ويژگىاى بودند نيز نه قدرت روشن‌سازى عمومى را داشتند و نه مورد اطاعت شيعيان خاص خود بودند تا چه برسد به عموم مردم . ( 3 ) . كلينى ، ج 8 ، ص 80 و 341 . ( 4 ) . همان ، ص 160