على آقا نورى

239

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

جدابافته و ديدگاه‌هاى آنها را مخالف آموزه‌هاى اهل بيت نمىداند . امّا به نظر مىرسد كه گاه برخى از اصحاب آن پيشوايان معصوم به گونه‌اى ديگر باهم برخورد مىكردند : « گروهى از اصحاب كه عبارت بودند از : هشام بن حكم ، هشام بن سالم ، جميل بن درّاج ، عبد الرحمن بن حجاج ، محمد بن حمران ، سعيد بن عزوان و عده‌اى ديگر كه مجموعا حدود 15 تن بودند ، در مجلسى اجتماع كردند و از هشام بن حكم تقاضا نمودند كه با هشام بن سالم ، راجع به توحيد و صفات خداوند مناظره كند ، تا ببينند كدام يك در اجتماع نيرومندتر هستند . هشام بن سالم ، مناظره را مشروط به حكميت محمد بن ابى عمير قبول كرد . هشام بن حكم هم مناظره را به حكميت محمد بن هشام پذيرفت . مناظره شروع شد ، سخن به جايى رسيد كه هشام بن حكم كلام خدا را كه به وسيلهء ايجاد صوت صورت مىگيرد ، به زدن عود ( يكى از آلات موسيقى ) تشبيه كرد . عبد الرحمن بن حجاج به هشام بن حكم گفت : بالله العظيم كفر گفتى و از طريق عقل منحرف شدى ، واى بر تو ! » « 1 » گو اين‌كه بتوان پاره‌اى از اين اختلافات را حاصل تنوع و تكثّر فكرى و نتيجه تعمّد امامان در آزاد گذاردن اصحاب و در جهت واگذارى اجتهاد و رشد فكرى آنان دانست ، امّا روشن است كه برخى از برخوردها و نتايج زيان‌بخش آن به ويژه آن نزاع‌هايى كه موجب زبان‌درازى مخالفان اهل بيت و شيعه شد ، مورد رضايت آن بزرگان نبوده است . نصيحت آن خاندان پاك رسالت به اصحاب خويش بر اين اساس بود كه : « كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شينا » . آرى ، اگر اين گزارش‌ها درست باشد و اصحاب امامان به هر دليلى طرف

--> ( 1 ) . صفايى ، سيد احمد ، هشام بن حكم ، ص 76 - 79 . موارد بيشترى از آن را نك : كشى ، شماره 475 - 508 .