على آقا نورى
235
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
اصحاب هشام بن حكم اشكال ندارد ، ولى على بن حديد مىگفت : نخوانيد . « 1 » و يا امام صادق مىفرمود : به حجر بن زائده و عامر بن جذاعه مىگويم به مفضل بن عمر دشنام ندهيد ولى آنان قبول نمىكنند . « 2 » در اين زمينه نيز مىتوان به اعتراضات اصحاب در مورد عمل ائمه مثال زد . بقباق به امام صادق اعتراض مىكرد كه چرا اجازه ملاقات به حريز نمىدهى در حالىكه بنابر نقلكشى ، يونس بن عبد الرحمن فقه كثيرى از حريز نقل كرده است . « 3 » و يا اعتراض عباد بن صهيب و سفيان ثورى به امام صادق مبنى بر اينكه چرا لباس فاخر مىپوشد . « 4 » و يا اعتراض ابو عون ابرش و تعجب فضل بن حارث مبنى بر اينكه چرا امام حسن عسكرى لباس خود را در رحلت پدرش پاره كرد « 5 » و يا مخالفت فضل بن شاذان با بعضى از كارهاى امام حسن عسكرى و وكيلانش كه امام - طبق نقلكشى - نوشت : « هذا الفضل بن شاذان ما لنا و له . . . كلما كتبنا عليهم كتابا اعترض علينا فى ذلك . . . » و اينكه مانع شد از اينكه مردم خمس و زكات خود را به وكيل امام بدهند . « 6 » با اينهمه با مراجعه به كتب رجالى مىتوان فهميد كه بسيارى از اصحاب با اينكه در بعضى از زمينهها با ائمه مخالفت مىكردهاند ، اما ديدگاه و نظر ائمه را در تفسير شريعت و بالاخص فقه داراى يك نوع عصمت حداقلى مىدانستهاند البته نگاه عصمتگونه به اقوال ائمه تا زمان امام باقر و امام صادق عليه السّلام كمتر است . اما بعد از تبيينهاى اين دو امام ، از ويژگىهاى امام و امامت بسيارى از اصحاب بعدى امامان به گونه ديگرى مىانديشيدند . از اينرو بعد از امام رضا اكثر آنان قائل به عصمت
--> ( 1 ) . همان ، ص 279 ، 496 . ( 2 ) . همان ، ص 322 ، 407 . ( 3 ) . همان ، ص 336 . ( 4 ) . همان ، ص 391 - 392 . ( 5 ) . همان ، ص 572 و 574 . ( 6 ) . همان ، ص 539 - 543 .