على آقا نورى

231

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

به‌هرحال براى فهم ديدگاه اصحاب ائمه و راويان اخبار مىتوان شواهدى براى هر دو دسته - قائلان به عصمت و نافيان آن - ارائه كرد . « 1 » الف : شواهد پذيرش عصمت ائمه از اصبغ بن نباته نقل شده كه مىفرمود : « انكم ( اهل البيت ) بمنزلتهم غير انكم لستم بأنبياء « 2 » » و بنابر نقل سلمان نيز « على فصل الخطاب است بر منهاج هارون . . . و همگان بايد دست در دامان آل محمد نهند چرا كه آنها پيشتازان در بهشت و دعوت كنندگان به سوى آن تا روز قيامت هستند . « 3 » » شبيه اين سخن از ابو ذر نقل شده است كه « عليكم بكتاب الله و على بن ابى طالب ، چرا كه او فارق حق و باطل است . . . مثل اهل بيت مثل كشتى نوح است . . . « 4 » » . قنبر قائل بود كه على مؤيّد به جبرئيل ، منصور

--> - تصحيح آل بحر العلوم ) . كشى نيز از فضل بن شاذان نقل كرده است كه بايد بعد از پيامبر فردى باشد كه جاى وى را بگيرد ، حلال و حرام را بشناسد ، تأويل كتاب را بداند و فصل الخطاب باشد . ( رجال‌كشى ، ص 541 ، شماره 1026 ) بنابراين ، ديدگاه بحر العلوم مبنى بر ناسازگارى ديدگاه ابن جنيد با عصمت ائمه ، صحيح نيست . اينان هم قائل به عصمت توسط ائمه بوده و هم قائل به قياس ائمه در احكام بوده‌اند و توانسته‌اند بين اين دو جمع نمايند . دوم : اگرچه ابن ابى يعفور ( 131 ه . ) قائل بود كه ائمه ، علماى ابرار اتقياء هستند ( رجال‌كشى ، ص 247 ، شماره 456 ) كشى از وى نقل مىكند كه به امام صادق گفت « اگر انارى را به دو نيم كنى و نصف را حرام و نصف ديگر را حلال بدانى ، من مىپذيرم و همان مىگويم كه شما فرموديد . » ( كشى ، ص 249 ، شماره 462 ) اين عبارت مىرساند كه امثال ابن ابى يعفور قائل به عصمت امام ، حداقل در تفسير شريعت بوده‌اند ، اگرچه در امور ديگر آن را قبول نداشته باشند . همچنين نقل شده كه وقتى عبد الرحمن بن حجاج از امام كاظم عليه السّلام براى هشام پيغام آورد كه هشام دنبال مباحث كلامى نرود ، هشام فقط يك ماه دست از مباحث كلامى كشيد و دوباره آن مباحث را دنبال كرد و هنگامى كه عبد الرحمن پيغام امام كاظم عليه السّلام را به وى يادآور شد ، دست به تأويل و توجيه زد . ( كشى ، ص 270 ، شماره 488 ) . ( 1 ) . مواردى از گزارش اين شواهد ، حاصل تتبع جناب آقاى مهدى فرمانيان از اعضاى هيئت علمى مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب است كه آن را در جزوه « عصمت » ارائه كرده و با كسب اجازه ايشان در اينجا درج شده است . ( 2 ) . كشى ، ص 5 و 103 . ( 3 ) . همان ، ص 21 - 22 . ( 4 ) . همان ، ص 26 - 28 .