على آقا نورى
217
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
واقع شد . عدهاى به امامت حضرت كاظم عليه السّلام قائل شدند . زراره پسر خود عبيد را خواند و گفت : پسرم ! مردم در اين امر اختلاف كردهاند . آنان كه قائل به امامت عبد الله هستند از آنروست كه امامت در فرزند بزرگتر است . تو اسباب سفر خود را آماده كن و به مدينه برو تا خبر صحيح را برايم بياورى . عبيد اسباب خود را آماده كرد و به مدينه رفت و زراره مريض شد و همينكه وفات او در رسيد ، از وضعيت عبيد پرسيد . گفتند هنوز نيامده است ، آنگاه زراره قرآن خواست و گفت : « پروردگارا ! همانا من آنچه را كه پيامبرت محمد آورده و آنچه كه به او نازل و با زبان او بيان فرمودى و آنچه را كه در اين كتاب جامع ( - قرآن ) بر او نازل فرمودهاى تصديق مىكنم و عقيده و دينم همان است كه عبيد پسرم برايم بياورد و آنچه كه در كتابت بيان فرمودهاى . پس اگر مرا قبل از اين بميرانى شهادت من در مورد خودم همين است و به آنچه كه پسرم بياورد اقرار دارم و تو خود در اين مورد بر من گواهى . سردرگمى وى به گونهاى ديگر نيز نقل شده است و آن اينكه عمه زراره مىگويد : همينكه حالت احتضار بر زراره رخ داد ، گفت آن مصحف را به من بده . من آن را آوردم و بازكردم و بر سينه او نهادم ؛ قرآن را از من گرفت و گفت : اى عمه ! گواهباش كه براى من امامى غير از اين كتاب نيست . « 1 » البته دربارهء كار او روايت ديگرى نيز نقل شده كه وى از روى تقيه و استمزاج از امام كه آيا هنوز تقيه براى او لازم است يا نه ، دست به چنين كارى زده است . « 2 » تقيه امامان از دشمنان سياسى و نيز رقباى كلامى گاهى موجب مىشد كه امام با پاسخ دوگانه از دردسرهاى خود و اصحاب خويش كم كند . اما همين كار موجب سردرگمى اصحاب مىشد .
--> ( 1 ) . كشى ، شماره 251 . ( 2 ) . كشى ، شماره 430 ؛ نوبختى ، ص 60 ؛ براى اطلاع از اين موضوع بنگريد : معارف ، مجيد ، پژوهش در تاريخ حديث شيعه ، ص 268 - 282 ) .