على آقا نورى

195

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

عموما نه مخالفت اين دسته را با عباسيان مخالفتى با تعاليم قرآنى لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ . . . مىدانستند و نه آنان را با ديگر مخالفان و دشمنان سياسى مكتب اهل بيت در يك رديف برمىشمردند . منع امامان از قيام و اقدام عجولانه ، احساسى و عدم همكارى با آنان از يك طرف و ابراز احساسات عاطفى و كمك‌هاى مالى به خانواده‌هاى مقتولين از طرف ديگر را مىتوان از اين جهت قابل جمع دانست . در واقع اگر امام صادق عليه السّلام نيز خود را مشغول درگيرىهاى سياسى مىكرد ، شيعيان امامى بعد وى نيز نه‌تنها شاهد شكل‌گيرى و وجود فقه و كلامى مستقل براى شيعه « 1 » نبودند ، بلكه همانند خوارج و زيديه دچار محدوديت‌هاى فرهنگى و چشم‌داشت به فرهنگ ديگران مىشدند . هرچند برخورد دو امام قبلى را مىتوان در چهارچوب خطوطى دانست كه ديگر امامان شيعه نيز برطبق آن ، مشى كردند با اين‌همه تغيير شرايط اجتماعى ، سياسى و تحولات دستگاه خلافت عباسى به همراه درگيرى داخلى آنها و ردوبدل شدن زود هنگام خلفا از يك طرف ، و دل‌مشغولى بيشتر آنان به ديگر مخالفان سرسخت علوى موجب شد كه فضاى دوران اين امامان تاحدودى تغيير كند . خلفاى عباسى در اين دوران با توجه به تجربه‌هاى قبلى فهميده بودند كه امامان شيعه از خير خلافت و به دست‌گيرى قدرت ظاهرى گذشته‌اند هرچند زمينه اين مهم نيز براى آنها فراهم نبود ، اما كنترل سياسى آنها كه همراه با حصر ناخواسته بود شدت بيشترى داشت . احترام و تقدس ظاهرى و زيركانه‌اى كه خلفا از اهل بيت مىگرفتند نيز از اين جهت بود . با اين‌حال و در مجموع فشار سياسى حاكميت عباسيان به علاوه سعايت‌ها و مخالفت‌هاى رقباى فكرى و انشعابات داخلى مجالى براى ابراز كامل و كارساز حقوق اجتماعى و سياسى امامان فراهم

--> ( 1 ) . براى اطلاع تفصيلى نقش امام در تبيين فقه و معارف اهل بيت نك : اسد حيدر ، الامام الصادق و المذاهب الاربعه ، ج 1 ، و نيز حيات فكرى - سياسى امامان شيعه ، ص 345 - 356 .