على آقا نورى

194

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

آشكار برترى خويش را بر خلفا اظهار مىكردند ، بلكه گاهى به‌طور رسمى مخالفت و اعتراض خود را نسبت به كارهاى آنان آشكار مىكردند . حتى برخى از پژوهشگران دربارهء موسى بن جعفر معتقدند شورش‌هاى بعدى برخى از فرزندان او و مسأله تصميم آتى مأمون بر ولايتعهدى امام رضا ( به منظور ساكت كردن علويان ) ، مؤيّد اين بينش است كه آن امام به عنوان رهبر مخالفين دولت وقت شناخته مىشده است « 1 » . دستورهاى آن بزرگان به عدم همكارى با خلفا و طاغوت دانستن آنها ، و امتناع از رفت‌وآمد با آنها ، اخذ وجوهات شرعى ، تأكيد بر موضوع مهدويت و نيز ايجاد سيستم وكالت توسط امام كاظم عليه السّلام « 2 » را مىتوان نوعى مبارزه و رويارويى بنيادين با دستگاه حاكمه به حساب آورد . « 3 » گذشت زمان روشن كرد كه حركت عمدتا فرهنگى آنان شايسته‌تر و ماندگارتر بوده است . اگرچه با تكيه بر بينش الهى و شناخت و تجربه روشنى كه از امكانات و ميزان اقبال و ادبار مردمى « 4 » و استناد به علم غيب و دستور از پيش تعيين شده به قيام سياسى روى نياورده و آن را منوط به زمان و شرايط خاص خود مىدانستند ، اما احساسات و عواطف مخالفان نيز براى آنها قابل درك بود . « 5 » از اين‌روى آن بزرگان

--> ( 1 ) . مدرسى ، حسين ، مكتب در فرايند تكامل ، ترجمه هاشم ايزد پناه ، ص 16 . ( 2 ) . همان ، ص 18 - 27 . ( 3 ) . دربارهء روايات عدم مراجعه به طاغوت بنگريد : حر عاملى ، وسايل الشيعه ، ج 18 ، ص 453 . نمونه‌هايى از روش آنها را دربارهء معرفى امامت نك : در احاديث اصول كافى ، كتاب الحجة ، دربارهء وظايف و مقامات امامان از جمله ج 1 ، ص 279 - 281 . يك نمونه آن را بنگريد : مثلا در تفسير آن بزرگان دربارهء آيه أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . كه در تفاسير ماثور مانند البرهان فى تفسير القرآن نوشته بحرانى و نور الثقلين ماحوزى آمده است . ( 4 ) . به عنوان نمونه نك : مسعودى ، همان ، ج 3 ، ص 217 . همچنين بنگريد : نصايح اين دو امام را به رهبران قيام‌هاى علوى در زمان خود كه در جوامع حديثى شيعه گردآورى شده است . ( 5 ) . به عنوان نمونه مقايسه كنيد مخالفت و تفاوت برخى از شيعيان پرحرارت و تندرو عراقى را به رهبرى مقتدى صدر با شيوه برخى از مراجع شيعى در برخورد با حرارت و دشمنان مشترك عراقيان و نوع نگاه هريك از آنها به ديگرى .