على آقا نورى
153
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
مىگويد : كمترين چيزى كه مىتواند خوددارى تاريخنويسان را از ذكر جريان سبايىگرى و نام ابن سوداء ( كنيه عبد الله بن سبا ) در ضمن گزارش جنگ صفّين توجيه كند ، اين است كه سبايىگرى و رهبر آن ابن سوداء ، موضوعى است غير واقعى و ساختگى ، كه در هنگامى كه ميان شيعه و فرقههاى ديگر مسلمانان جنگ و جدل برقرار بوده ، دشمنان تشيع آن را اختراع كرده ، و بدين وسيله درصدد برآمدهاند با وارد كردن عنصرى يهودى در اصول اين مذهب ، منتهاى مكر و نيرنگ خود را بر ضدّ شيعه به كار برند ، و آنان را زشت و بدنام سازند . « 1 » وى اضافه كرده است كه : وجود ابن سوداء ، توهمى بيش نيست ، و اگر حقيقتا هم وجود داشته اصلا داراى اهميتى آنچنان كه تاريخنگاران تصوير كرده ، و وجود او را در اواخر روزگار عثمان و در سال نخست خلافت على عليه السّلام نشان دادهاند ، نبوده است ؛ بلكه او كسى است كه دشمنان شيعه وى را تنها براى شيعه ذخيره كرده و بر ضدّ آنها به كار بردهاند ، و هرگز از او عليه خوارج استفاده نكردهاند . « 2 » دكتر احمد محمود صبحى نيز ساختگى بودن وى را از اين جهت مىداند كه با ساختن آن تلاش شده تا مسئوليت آشوبها و حوادث بزرگ را بر دوش كسى بگذارند كه قابل قبول باشد ، زيرا درست نبود كه همه گناهان متوجه صحابه بزرگى شود كه در برابر سختترين مشكلات در كنار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ايستادگى كرده ، و به نيكويى از عهده دشوارترين آزمونها برآمدهاند . از اينرو گناه اين حوادث را بر دوش ابن سبا گذاشتند و اضافه بر آن ، او را نخستين كسى دانستند كه داعيه وصايت على عليه السّلام را كه سبب پيدايش تشيّع شده ، سرداده است . « 3 »
--> ( 1 ) . در مباحث بعدى به مواردى از ترفندهاى عباسيان عليه تفكر شيعى و رقابت آنان با مكتب اهل بيت در ميراث خلافت اشاره خواهد شد . بعيد نيست كه اين مورد نيز ناشى از رقابت سياسى و فكرى آنان باشد . ( 2 ) . طه حسين ، الفتنه الكبرى ، على و بنوه ، ص 46 - 47 . ( 3 ) . صبحى ، نظرية الامامة ، ص 37 ؛ همچنين بنگريد : وائلى ، ص 135 .