على آقا نورى
146
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
تأييد قرار گرفته است . « 1 » دارندگان اين نظريه كه درصدد جستوجوى خاستگاه
--> - الف ) برخى نهتنها وجود تاريخى او را مسلّم انگاشتهاند ، بلكه نقش وى را در حوادث سياسى ايام خلافت عثمان و ايجاد اختلاف در صفوف مسلمين ، از همه برجستهتر مىكنند و حتى مىگويند كه انديشهء وصايت و امامت امام على عليه السّلام و چه بسا شكلگيرى تشيع را او طرح ريزى كرد . بسيارى از پژوهشگران ملل و نحل اهل سنت و يا كسانى كه نگاه مثبتى به شيعه ندارند ، به چنين تحليلى دلخوش كردهاند . عناد برخى نسبت به شيعه موجب شده است تا بدون بررسى واقعيتهاى تاريخى ، اساس شكلگيرى تفكر شيعى را وامدار وجود ابن سباى يهودى بدانند ( نك : ابو زهره ، المذاهب الاسلامية ، ص 63 ؛ ابراهيم حسن ، حسن ، تاريخ الاسلام ، ج 1 ، ص 395 ؛ شهرستانى ، همان ، ص 134 ؛ بغدادى ، همان ، 31 - 32 ) . ب ) برخى نيز با توجه به گزارشهاى متناقض دربارهء او و از طرفى وجود فرد دروغگو و زنديقى چون سيف بن عمر در روايات مربوط به ابن سبا ، وجود تاريخى او را از اساس منكر شدهاند و داستان وجود او و ديدگاهش را ساخته و پروردهء دشمنان شيعه مىدانند . طه حسين ، مرتضى عسكرى ، على الوردى طرفدار جدّى چنين نظريهاى هستند . بعيد نيست ، اگر بگوييم كه برخى از اين بزرگان ، با توجه به پيامدهاى زيانبار پذيرش وجود ابن سبا و غلبهء تحليلهاى جهتدار از عقايد او در جوامع فرهنگى ، به جاى بررسى و تمايز بين واقعيتها و اوهام به پاككردن صورت مسئله پرداختهاند . ج ) برخى ديگر نيز با توجه به شواهد زياد تاريخى و روايى ، اصل وجود او و نيز ادعاى غلو و كفرآميز او دربارهء امام على عليه السّلام و كشتهشدن و يا تبعيد او توسط آن حضرت را پذيرفتهاند ، اما ادعاى مورخان و تحليلگران را مبنى بر نقش او در جريانسازى فكرى و سياسى ، دست ساخته بعدىها ، به ويژه دشمنان شيعه مىدانند . برخى عبد الله بن سبأ واقعى را همان عمار ياسر مىدانند كه لقب وى ابن سوداء بوده و موجب خلط گزارشگران تاريخى شده است . ( نشار ، ج 2 ، ص 37 ؛ ) برخى ديگر وى را همان عبد الله بن وهب راسبى دانسته و جالب توجه اينكه برخى ديگر ضمن اثبات سه مصداق واقعى براى عبد الله بن وهب معتقدند عبد الله بن سبأ غالى كه به دست امام على عليه السّلام سوزانده شد و عبد الله ديگرى كه شيعه خالص بود امّا به خاطر عدم تحمل تقيّه و افشاى اسرار توسط آن حضرت تبعيد شد دو فرد مستقل بودهاند . ( بنگريد : جلالى حسينى ، عبد الله بن سبأ واقعيتى ناشناخته ؛ براى تحليل اين موضوع بنگريد : صائب عبد الحميد ، تاريخ الاسلام الثقافى و السياسى ، ص 445 و 465 . براى اطلاع بيشتر از اضطراب گزارشها دربارهء اين شخص بنگريد : شيخ على آل محسن ، عبد الله بن سبأ دراسة و تحليل ، ص 112 - 126 ) . ( 1 ) . از جمله نك : ملطى ، ص 25 ، طبرى ، همان ، ج 4 ، ص 341 ، يمنى ، ج 2 ، ص 271 ؛ نوبختى و اشعرى قمى و ابو حاتم رازى نيز به وجود چنين ديدگاهى در زمان خود اشاره كردهاند . اين نويسندگان منشأ اتهام تشيع را به رابطه فكرى با يهوديت همين سوژه دانستهاند . البته در برخى از احاديث نيز به اين موضوع اشاره شده است .