على آقا نورى
102
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
تعريف شيعه نيز بايستى از قراين و شواهد ديگرى جستوجو كرده ، كه پذيرش آنها مقبول تمامى فرقههاى شيعى نيست . همچنين روشن است كه باور به عصمت امامان و اعتقاد همراه با تولّى و تبرّى نه از آموزههاى اصلى و مشترك همهء مراتب و گروههاى شيعى است و نه حتى مقبول تمامى پيروان تشيع اثنىعشرى . شايد بتوان از مجموعهء اين تعاريف وجه مشتركى براى تمايز اعتقادى گونههاى شيعى از غيرشيعى جستوجو كرده ، بگوييم : « تشيّع » عبارت است از : اعتقاد به افضليت امام على عليه السّلام و برترى آن حضرت براى امامت و خلافت « چه به واسطهء شايستگى شخصى و چه به واسطهء تصريح و يا اشارهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله » و بر اساس آن ، چتر تشيّع را بر سر همهء گروههاى شيعه ، به استثناى غاليانى كه از حوزهء مسلمانى نيز خارج شدهاند ، بگسترانيم . البته در اين صورت نيز نهتنها مانع ورود برخى از فرقههاى ديگر ( همچون معتزلهء بغداد ) و چه بسا برخى از عالمان و محدّثان اهل سنّت به دايرهء تشيّع نشدهايم ، بلكه در تعريف خود از برخى معتقدات پايه و قوامبخش جمهور شيعه ، كه همان اماميه ( اثنىعشريه ) مىباشند ، صرفنظر كردهايم . طبيعى است كه پذيرش چنين تعريف ناقصى از تشيّع ، براى آنان دشوار و ناپسند بنمايد . در مجموع ، مىتوان گزينههاى زير را از جمله عوامل موجب اختلاف در تعاريف و دشوارى در ارائهء فهم روشن از اين مهم ، دانست : الف ) اختلاف گرايش و انگيزههاى گزارشگران . ب ) وجود گونههاى متفاوت فرقهاى در مجموعهء تاريخ و عقايد شيعيان . ج ) خلط بين مقوّمات و نشانههاى تفكر شيعى و برجستهشدن برخى از نشانهها و فروع اعتقادى به عنوان مقومات كلامى توسط برخى از گروههاى شيعى . د ) عدم توجه به سير تطوّر عقايد گروههاى شيعى . با اينهمه ، كاربرد اصطلاح « شيعه » از كهنترين و رايجترين عناوينى بوده كه