محمد حسن خان اعتماد السلطنه
819
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
همين شاهى كه به چشم اعتنا به احوال مدرسهء كوران مىنگرد بيش از يك صفحه از سفرنامه را به بندبازى ميمونها و رفتار معلم آنها ( صفحه 180 ) مصروف كرده . پس خواننده در تعجب مىماند كه پادشاه بيست و چند كرور مخلوق گاهى بمانند يك آدم عادى مىشود و مطالبى را در سفرنامه مىآورد كه از نبودن آنها خواننده هيچ ضررى نمىكند . از طرفى مىدانيم كه بسيارى از جهانگردان نامى مانند شاردن و تارونيه و ماركوپولو و ابن بطوطه هم به معرفى جنگ خروس و بز و يا خرس را به رقص آوردن و صدها مطلب ازين دست پرداختهاند و قسمتى از فوايد سفرنامههايشان از لحاظ ضبط همين مطالب است . اما مسلما از شاه يك مملكت انتظارى بيشتر هست . اغلب از مظاهر مدنى فرنگ براى ناصر الدين شاه وصفشدنى است مانند : تماشاخانه ( تئاتر ، صفحهء 116 و 145 ) ، موزه ( و اشاره به كاتالگ موزه . صفحهء 207 ) و مخصوصا موزهء علوم طبيعى ( صفحهء 65 و 96 ) ، سيرك « 3 » ( صفحهء 86 و 97 ) ، آكواريوم ( صفحهء 107 و 168 ) ، حمامهاى معدنى و مخصوصا چاله حوضهاى آنها ( صفحهء 117 ) . لوكوموتيو ( صفحهء 217 ) ، كلوب ( صفحهء 44 و 111 و 126 ) و پارك ( مخصوصا صفحهء 167 ) ، اپرا ( صفحهء 134 ) ، باله ( صفحههاى 87 ، 96 ، 111 ) . او هريك را به طرزى كنجكاوانه و هوشمندانه به خواننده مىشناساند . حتى قطعه اسفنجى كه كف حمام انداخته بودند تا كسى نلغزد برايش تازگى داشته و تصور كرده است كه آن از جنس مدادپاككن است . مىنويسد : « از مدادپاككن مثل شبكه چيزى ساخته روى مرمرها انداختهاند كه پاى آدم نلغزد » ( صفحه 117 ) و در صفحهء 170 ضمن تعريف لباس غواصان آنها را از مواد « كئوچو كه مدادپاككن باشد » دانسته است . از ميان همه رسوم و مظاهر هنرهاى فرنگ و فرنگيان ، آواز آنها را نمىپسندد . چون مفاهيم و ظرائفش را درك نمىكرد . صراحتا مىنويسد : « مردى ديگر به آواز كريه خواند » ( صفحهء 157 ) . اما از نقاشى فرنگى خوشش مىآمده و هرجا كه پردهء نقاشى خوب ديده تعريف كرده است . اين چند مورد را از نوشتهء او يادداشت مىكنم . - در انبار پردهها و صورتهاى زياد است كه هرچه پرده و نقاشى خوب بوده در آنجا انبار كردهاند ، يك پردهء بزرگ صورت من هم آنجا بود ( صفحهء 104 در صحبت از قصر ويلهلم در برلن ) . - پردههاى نقاشى از عمل نقاشان قديم و تازه و از هر قسم و هر جور خيلى چيده و به ديوارها نصب كردهاند . پردههاى بسيار خوب دارد
--> ( 3 ) - آوردن سيرك به ايران ، حتى در سال 1333 قمرى موجب ايجاد دردسر و گفتگو بوده است : در يادداشتهاى خفيهنويس نظميه موجود در اوراق مستشار الدوله ديدهام كه نوشته شده : « جمعى از اهالى محلهء دولت به منزل ظهير الاسلام رفته و در مسئلهء سيرك بعضى مذاكرات كردهاند كه دولت بفوريت بايد از نمايش آنها جلوگيرى نمايد و از قرار مذكور علماء هم مىخواهند برطبق تقاضاى جمعى عريضه نوشته جلوگيرى آن را از دولت بخواهند . »