محمد حسن خان اعتماد السلطنه
803
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
صرف ديده خيلى كجخلق شدم . گفتم همه را به حبس بردند و اين كجخلقى از روى كمال حقانيت بود كه از هرجهت راه شكايتى براى اين اشخاص نگذاشته بودم : از تعيين پيشكار معتبر و رفع بعضى بدعتها و اجراى پارهاى تنظيمات و جلاى اشخاصى كه باعث جور و تعدى بودند . ديگر به رعيت حق داده نشده است كه به تحكم عزل حاكم از دولت بخواهند و تا اين درجه مايهء زحمت شوند . گفتم يك دو روز براى تأديب و رفع شيطنت در حبس بمانند . » ( 176 ) اگرچه روح استبدادى ناصر الدين شاه درين جملات اخير تجلى كامل دارد از همين عبارات اينطور درمىيابيم كه مردم آنچنان از اعمال و رفتار حاكم خود ( عماد - الدوله ) ناراضى بوده و طغيان كرده بودند كه به هيأت اجتماع و فريادكنان بر سر راه ناصر الدين شاه آمده بودند و ناصر الدين شاه كه هميشه « دوسويه » بازى مىكرد هم عماد الدوله را عزل مىكند و هم رعيت را تأديب ، بقول خودش رعيت را به حبس مىفرستد كه « رفع شيطنت » از آنها بشود . بايد دانست كه مشير الدوله ( حاجى ميرزا حسين خان قزوينى ) ، سفير ايران در عثمانى ، در بسيارى از رفتار و اعمال ناصر الدين شاه و همراهان او درين سفر دخيل و براستى در وجود شاه مؤثر شده بود و از وقتى كه در نيمه راه به همراهان سفر پيوست كارها صورتى ديگر يافت و از آن جمله است موضوع « تخفيف اردو » . قضيه ازين قرارست كه چون مشير الدوله به آداب جديد و ديپلماسى اروپائى آشنا بود و وضع مملكت عثمانى و طرز تلقى خارجيان را مىشناخت سبب شد كه مقدارى از تعداد همراهان شاه كاسته شود تا مزاحمتى براى مأموران پذيرائى در عثمانى نباشد و « افتضاح مهمانيهاى وطنى » كمتر اتفاق بيفتد . « 8 شعبان - . . . وزراء و غيرهم آمدند . در تخفيف اردو و كسر كردن بعضى تجملات ملتزمين ركاب گفتگو بود . مشير الدوله هم آمد . پارهاى قرارها داديم . » ( ص 70 ) اگر تخفيف اردو نتيجهء فكر شخص شاه بود چرا از آغاز آنچنان گروهى را با خود همراه كرده بود و باز اگر خود متوجه شده بود كه چنين كاروانى را نبايد به عتبات برد چرا در همدان و پيش از آن رفع شر آنها را نكرده بود و اين جريان در كرمانشاه يعنى وقتى اتفاق مىافتد كه مشير الدولهء سفير ايران به اردو ملحق مىشود . روشن است كه او شاه را بر آداب و مقررات و امكانات حكومت عثمانى مطلع كرده و شاه بر تخفيف اردو حكم رانده است . در سفرهاى ناصر الدين شاه گاهى تا ده هزار نفر همراه اردو بودند ( معير الممالك در كتاب « يادداشتهايى از زندگانى خصوصى ناصر - الدين شاه » ) از اشارات مختصرى كه به مسائل سياسى آن زمان شده يكى هم مسئلهء امور سرحدى ايران و عثمانى است و يكى از روزها كه چند نفر از رجال عثمانى حضور داشتهاند آن موضوع مطرح شده بوده است . مىنويسد :