محمد حسن خان اعتماد السلطنه
508
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
در 1288 ناظم دفترخانه شد يعنى رئيس وصول بقاياى مالياتى . در سفر اول ناصر الدين شاه ملتزم ركاب بود و در 1293 بهجاى پدرش پيشخدمتباشى سلام شد و ضمنا حكومت بروجرد و بختيارى نيز به او داده شد . در 1295 دوباره همراه شاه به اروپا رفت و در 1296 حكومت سلطان آباد عراق شدك و در 1298 رئيس كل معادن . در 1299 به وزارت معادن و عضويت دار الشوراى كبراى دولتى تعيين و از 1302 دوباره پيشخدمتباشى سلام شد ، يعنى علاوه بر اينكه از پزشكان دربار و عضو دار الشوراى دولتى بود و حكومت گلپايگان و خوانسار و كمره را داشت در مواقع سلام نيز عنوان پيشخدمتباشى به او تعلق مىگرفت تا 1308 حاكم گلپايگان بود . در 1309 دوباره به حكومت سلطان آباد رفت و در اين سال ملقب به « والى » شد . در 1310 حاكم ملاير و تويسركان و نهاوند گرديد و بعد از آن حاكم قم شد و در اين مأموريت بيمار گشت و در سال 1321 درگذشت . حكيم الممالك گاهى شعر نيز مىگفت و در نثر نيز دستى داشت . روزنامهء سفر خراسان شاه را او نوشته است و از اين جهت به روزنامهء حكيم الممالك موسوم است « * » اما در شعر و نثر درجهء متوسط بلكه پائينتر داشت . فرانسه را هم در اروپا تكميل كرده بود . خوشمحاوره و رقيق بود و در زندگى گشادباز . پنج پسر و نه دختر داشت و خانوادهء فرزانه طهران فرزندان اويند . سيد مهدى فرخ نيز نوادهء اوست . ميرزا - رضا خان گرانمايه مؤيد السلطنه داماد او بود . بيژن خان گرجى ( ص 43 - ص 20 چاپ اول ) از غلامان دستگاه عباس ميرزا و مرد باكفايتى بوده است ، چه عباس ميرزا او را براى مذاكره با پاسكويچ مأموريت داده بود كه پس از اين مأموريت قرار ملاقات دهخوارقان داده شد . در آغاز سلطنت ناصر الدين شاه رياست عملهء خلوت دربار سلطنتى را داشت . در 1268 حاكم يزد شد اما به علت بلوا و شورش آن شهر دوامى نياورد و به طهران احضار شد و دوباره ريشسفيدى عملهء خلوت و پيشخدمتباشيگرى و تفنگدارباشيگرى را به او دادند و اندكى بعد درگذشت .
--> ( * ) مقصود سفر اول خراسان در سال 1283 است و سفرنامهء آن به چاپ سنگى رسيده است . چاپ تازهء آن را با افزودن فهرست اعلام و اماكن در سلسلهء لوحى از انتشارات فرهنگ ايرانزمين چاپ عكسى كردهام ( تهران ، 1356 ) .