محمد حسن خان اعتماد السلطنه
509
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
امين الدوله ، فرخ خان ( ص 43 - ص 20 چاپ اول ) ابو طالب معروف به « فرخ » ملقب امين الملك ، وزير حضور و امين الدوله فرزند ميرزا مهدى پسر ميرزا احمد از طايفهء غفاريهاى كاشان كه نسبت خود را به ابو ذر غفارى صحابى بزرگوار مىرسانند در سال 1229 هجرى قمرى متولد شد . در جوانى از كاشان به طهران فرستاده شد تا در دربار خدمت كند و چون قيافهء جذابى داشت او و شاهرخ جد مادرى حاج مخبر السلطنهء هدايت لباس زربفت مرواريد - نشان مىپوشيدند و در هنگام سلام دو طرف تخت فتحعلى شاه مىايستادند . فرخ خان هوش و ذكاء بسيار داشت و رفتهرفته در نزد شاه تقرب يافت . در موقعى كه عباس ميرزا به خراسان رفته بود فتحعلى شاه فرخ خان را نزد او فرستاد و فرخ خان خدمت نايب السلطنه را پذيرفت . از اينرو در ضمن عمله خلوت و به عنوان پيشخدمت مخصوص در نزد محمد شاه تقرب بسيار حاصل كرد . در 1252 كه شورشى در سارى پديد آمده بود شاه فرخ خان را براى رفع غائلهء آنجا فرستاد و او پس از رسيدگى به قضيه فتحعلى خان بيگلربيگى قرباغى حاكم محل را معزول ساخت و خودش چند ماهى با موافقت دولت در محل ماند و شهر را آرام ساخت تا حكومت جديدى براى مازندران فرستاده شد . در سال بعد نيز در اصفهان به چنين موقعيتى نايل آمد و در 1256 نيز در گيلان چنين موقعيتى يافت و اين كمال اطلاع و هنر زمامدارى او را مىرساند . در سلطنت ناصر الدين شاه مشاغل آبرومندى يافت و در 1272 به امين الملك ملقب شد و براى اصلاح روابط ايران و انگليس به اروپاى غربى مأمور شد . اين مأموريت يكى از مشكلترين مأموريتهاى آن زمان بود زيرا او نمايندهء دولت جنگزدهء ايران در مقابل دولت قوى و متعدى انگليس بود كه جدا مىخواست افغانستان را از ايران جدا كند و از جزئيات امور ايران با اطلاع بود و صدراعظم ايران دستنشاندهء آن به شمار مىرفت و شاه هم اختيار نامههاى متعدد براى مشكل به وى يعنى فرخ خان داده بود و انگليسها همچون ايران را تنها ديدند از درخواستهاى خود ذرهاى كم نكردند . پس امين الملك نه مىتوانست در مقابل شاه و صدراعظم شانه از زير كار خالى كند و نه آسان بود كه با انگليسها قراردادى ببندد و در آتيه در معرض قضاوتهاى گوناگون قرار گيرد . در اولياى حكومت ايران هم آنقدر فداكارى و گذشتى كه منافع خود را بالاتر از منافع مملكتى ندانند و نخواهند وجود نداشت . بنابراين او با وضع بسيار دشوارى مواجه بود و بىجهت نبود كه نوشت « در اين مدت سى سال از عمر من كاسته شده است » . در استانبول مذاكرات او با سفير انگليس نتيجهء مفيدى نداد و با رسيدن خبر فتح هرات امين الملك به دستور شاه تمام تعهدات خود را كان لم يكن اعلان كرد و به اميد كمك و همراهى ناپلئون سوم كه دم از دوستى با ايران مىزد با يك كشتى جنگى