محمد حسن خان اعتماد السلطنه

496

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

از بروز شورش در آن شهر جلوگيرى نمايد . در سال 1272 حاكم گيلان و ملقب به عميد الملك شد و تا 1276 در اين سمت بود . در 1275 لقب او مجد الدوله شد . پس از حكومت گيلان دوباره حكومت زنجان به او داده شد و تا 1280 در اين سمت بود . در اين سال ايشيك آقاسىباشى دربار شد . در 1285 دوباره والى گيلان گرديد و يك سال بيشتر در اين سمت نبود ، چه نسبت به مردم تعدى بسيار مىكرد و چون سلطانمسعود - ميرزا پسر شاه حاكم اصفهان شد مجد الدوله پيشكار او گرديد . در 1287 ميرآخور اصطبل شاهى شد . در 1288 عضو دار الشوراى كبرى گرديد و در همان سال به حكومت خوزستان و بروجرد مأمور گشت ، ولى پيش از رفتن به محل مأموريت خود در ماه صفر 1288 به مرض جذام درگذشت . مجد الدوله داماد فتحعلى شاه و شوهر زينت الدوله دختر او بود . عين الملوك ( عين الملك ) ( ص 41 - ص 18 چاپ اول ) پسر شير خان قاجار اعتضاد الدوله و عزت الدوله خواهر ناصر الدين شاه و داماد محمد تقى ميرزاى ركن الدوله به دخترش شرف السلطنه كه در 1285 پس از فوت پدرش اين سمت را يافت . مجد الدوله ، مهديقلى خان قاجار ( ص 42 - ص 18 چاپ اول ) پسر عيسى خان اعتماد الدوله دائى ناصر الدين شاه در ابتدا غلام بچه و بعدا از پيشخدمتهاى شاه بود . در 1296 ميرآخور دربار سلطنتى گرديد در شوال 1299 به لقب مجد الدوله ملقب شد و در جمادى الاولى 1300 داماد ناصر الدين شاه به دخترش فخر الدوله گرديد . در 1301 از ميرآخورى معزول شد و در سال بعد خوانسالارى به او داده شد و تا قتل ناصر الدين شاه اين سمت را داشت . مجد الدوله شكارچى و سواركار قابلى بود و در زمان خود از خوش‌لباسها و نزد ناصر الدين شاه بسيار جسور بود و با شاه خودمانى صحبت مىكرد . بعد از فخر الدوله كه در جوانى ( سى و سه سالگى ) مرد خواست دختر ديگر شاه واليه را بگيرد لكن فروغ الدوله خواهر فخر الدوله به شاه نوشت كه اگر واليه زن مجد الدوله بشود . . . من به سفارت انگليس خواهم رفت . ( روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 1060 ) . لذا مقرر داشتند كه مجد الدوله دختر نايب السلطنه را ببرد و از اين جهت مجد الدوله دختر كامران ميرزا معصومه خانم سرور السلطان را گرفت كه ده يازده سال بيشتر نداشت . ( همان مأخذ ، ص 1099 ) . اما معير الممالك در كتاب يادداشتهائى از زندگانى خصوصى ناصر الدين شاه نوشته است كه واليه كه زن اعتضاد الملك شد پس از فوت وى به عقد